!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

where did you come from 4

نویسنده :AYNAZ K.T.H
تاریخ:چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395-04:55 ب.ظ

1ساعت بعد بقیه اعضا هم اومدن...

رپ مون-نگاه اینارو زود اومدن که بگیرن بخوابن

کوکی نیشخنده شیطنت امیزی زدو گفت –الان میدونم چیکار کنم

کوکی به سمت ظبت رفتو موبایلشو و صل کرد و یه اهنگ راک انتخاب کردو صداشو تا اخر بالا برد

یهو اتاق تمرین مثل بمب منفجر شد...

شوگا و جیمین کم مونده بود سکته کنند

شوگا-یااااااااااااااا مگه مرض دارید نمیبینید خوابیم

جیمین-کاره کدومتون بود؟شما قصد جونمو کردین نمیگید یهو شک بهمون وارد بشه سکته کنیم؟؟؟؟؟

جی هپ و وی دست رو دلشون گرفته بودنو بلند بلند میخندیدند

کوکیم خودشو به اون راه زده بود خیلی ریلکس موهاشو تو اینه درست میکرد

شوگا از روی زمین بلند شدو خودشو تمیز کرد ...وهمینجور که خودشو میتکوند نگاهش به جین افتاد ...جین تا متوجه شد نگاهشون به همه سریع پشتشو به طرف شوگا کردوگفت-رپ مون قرار نیست تمرین کنیم؟

رپ مون-چرا مگه میشه امروز تمرین نداشته باشیم فردا کنسرت بزرگی داریم

هپ-پس همگی بلند شید باید شروع کنیم....

پسرا مشغول رقصیدن  شدن و اهنگ بوی این لاو و تومارو رقصیدن ونوبت به جاست وان دی رسید ...

داشتن میرقصیدن که بین رقص شوگا محکم به جین برخورد میکنه

جین-اهههههه دردم گرفت

شوگا-حالت خوبه هیونگ؟؟؟متاسفم نمیخواستم اینجوری بشه...

جین که دید شوگا خیلی ناراحت شده خودشو به اون راه زدو بلند خندیدوگفت-هههه اشکال نداره من خوبم ...

جیمین هم بخاطر اینکه دست چپ جین درد گرفت خیلی ناراحت شد ولی بروز نمیداد فقط از درون هی خودشو میخورد

بعد از تمرین همه منتظر دوش گرفتن بودن...

مثل همیشه اول جونگ کوک  رفت حمام ...

وی-اوههههههه باز کوک اول رفت؟پس ایشالله2ساعت دیگه بیرون میاد تا اون موقع من یه چرتی بزنم

رپ مون-منم برم استدیو یه اهنگیه دارم روش کار میکنم

جی هپ-راستی مدیر جو کارم داشت من میرم فعلا...

جین-منم برم یچیز بیارم بخوریم...

جین ازاتاق بیرون رفت و به سمت مغازه ی داخل کمپانی رفت...

همینطور که راه میرفت احساس کرد یکی پشتش داره هرجا میره اونم میاد برگشت و دید جیمینه...

جین-آه جیمین تویی

جیمین یه سرفه ای کردو گفت-اوهوم

جین-چیزی شده؟میخوای بهم چیزی بگی؟

جیمین نزدیکتر شدوگفت-اهممم بابت صبح تو خونه متاسفم ...نفهمیدم چی گفتم

جین- اها..اونو میگی مشکلی نیست خودتو بخاطرش ناراحت نکن

جیمین-پس خوبه...

جین لبخند ملایمی زدو خواست بره که جیمین دستشوگرفت...

جیمین-دستت درد میکنه؟

جین-فقط یخورده شونه هام درده اماچیزه مهمی نیست

جیمین نگران شدوگفت-خب باید بری دکتر فردا کنسرت داریم نری بدتر میشی

جین-امشب پماد میزنم خوب میشه نگران نباش...

جیمین-اگه دیدی بدتر شدی بهم بگو میبرمت بیمارستان.

جین-باشه کوچولوی ما...

جیمین ازاین حرف اصلا خوشش نیومد وبااخم گفت-من کوچیک نیستم مثل بچه ها باهام حرف نزن

جین خندیدوگفت-یاااااا شوخی کردم

جیمین بااخم برگشت که بره....

جین-مرده بزرگ میخوای بامن بیای سوپری؟

جیمین خیلی خوشحال شد اما خودشو سریع جمع کردو به طرف جین برگشت و بااخم گفت-حالا که اصرارمیکنی باشه...

بعد سرشو بالاگرفت و جلو ترازجین راه رفت

جین دوباره نیشخند زدواروم باخودش گفت-من کی اصرار کردم

جیمین داد زد-چیزی گفتی؟

جین-نه نه دارم میام.....

خلاصه جیمینو جین خریدشونو کردنوپیش شوگا رفتن...

جیمین-بیا هیونگ اینو بخور

شوگا-ممنون

جین اصلا به شوگا نگاه نمیکرد چون خیلی خجالت میکشید

شوگاهم یواشکی بش نگاه میکرد و هی خودشو سرزنش میکرد

جیمین-شما همدیگرو بوسیدید؟





میدونید که نظر طوماری عشق همه ی نویسنده هاست مثه خودم



نوع مطلب : where did you come from 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دوشنبه 15 بهمن 1397 10:01 ب.ظ
لایک
Mas Mas
جمعه 31 اردیبهشت 1395 01:26 ق.ظ
سلام این خیلی قشنگ بود اگه میشه سریع تمومش کنید
پاسخ AYNAZ K.T.H : ?AZzm mamnun babate nazaret amma hanuz taze shuru shode chejuri tamum beshe akhe


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات