تبلیغات
The Biggest Bts FanFiction - delict pt3

!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

delict pt3

نویسنده :AYNAZ K.T.H(V.F.S.S)
تاریخ:پنجشنبه 20 خرداد 1395-05:58 ب.ظ


.وی: صندلی رو عقب کشیدم و پشت میز نشستم امروز ب حد کافی کار کرده بودم و ذهنم درگیر بود !فقط به کمی استراحت و آرامش نیاز داشتم شایدم ب دلیلی برای آرامش! سرمو روی میز گذاشتم نمیدونم از دنبال کردن پدرم خوشحال باشم یا ناراحت!؟ با صحنه های امروز قلبم ب حد کافی شوکه شد همون تیکه ک نمیخواست پدر جدیدمو بشناسه هم همرنگ بقیه شد!! پدری که همیشه پشت من بود پدری ک هر جمعه میرفتیم ماهی گیری دیگه همون پدر نیست حتی الان شک دارم ک در گوشه ای از قلبش جایی برای من و مادرم داشته باشه! :جناب کیم؟ سرمو بلند کردم و با چهره شوگا مواجه شدم سعی کردم لبخند بزنم:مجبور نیستی منو کیم صدا کنی شوگولی! شوگا دستشو رو پیشونیش گذاشت:وی باید یاد بگیری این چیزارو! لبخندی زدم:نه از دوست قدیمیم! شوگا ک کمی گیج میزد:راستی کوتمو ندیدی؟ کمی تو فکر رفتم و ناگهان یادم افتاد ک من برش داشتم:نه اه من تو این تو حال کوتتو میپوشی.. شوگو روشو برگرذند:ب هر حال دیگه مهم نیست!(با چهره بسی غمگین) شوگا اومد و کنارم نشست:خب انگار میزون نیستی؟ صورتمو شبیه میمون کردم:آرررررررره! شوگا اخم کرد:یا میمون چرا جیغ میکشی؟ رومو برگردوندم و دوباره رو میز گذاشتم نمیخواستم یاد آور این باشم ک شوگا برای اون مردک لعو کار میکنه نمیخوام قبول کنم ک دوست دوران بچگیمم عوض شده! شوگا:خب چ خبر چرا... نذاشتم حرفشو ادامه بده و محکم زدم رو میز:خب دیگه بی خیال! و از جام بلند شدم و شماره ی جینو گرفتم و از اون اونجا خارج شدم ترجیح میدم دیگه کم کم شوگارم فراموش کنم همونطور ک اون منو منو فراموش کرد! .......................................................... جین: در حالی ک تخم مرغا رو میشکوندم تلفنمو برداشتم:بلههه؟ وی بود:یا جینا با اون پسره چی کار کردی؟ جین:پرتش کردم ی گوشه؟ وی:هاننن کوتم چی شد؟ کمی کلافم میکنه این اخلاقش:مردک هعی گفتم پسره گناه داره گفتی همین ک نجاتش دادی بسه حالا نگران کتتی؟ وی بعد چند لحظه سکوت:آخه میترسم ضایع شه کت صاحاب داشت! من:کیه مگه صاحابش؟


وی:شوگا!!! :ای من خاک کنم تو سرت فردا میرم ی سر اونجا ک ولش کردم! وی:فردا دیررررره! :پ کی؟؟ وی:بگو آدرسو خودم میرم! :پس یاد داشت کن! وی:اوکی ب رپ مانم سلام برسون شلوغ :اینجا نیست! وی:پس کجاست! سعی کردم خونسرد باشم و ی چیزی ببافم:کار داره! اما خش صدام معلوم بود:خب بگم آدرسو؟ وی:ها آره بگو... :بنویس! ........................................................... وی: کلید ماشینو برداشتم و از خونه زدم بیرون ساختمونای شرقی این دیگه کدوم گوری بود ک جین ولش کرده!اصلا تو این ساختمونا آدم نیست که! سرمو چرخوندم ب ساعت مچیم نگاهی انداختم:دو نصفه شب بود امیدوارم تو این تاریکی پیداش کنم! پامو رو دنده فشار دادم خیلی دیر بود! .....................بعد نیم ساعت........ من الان دقیقا زیر تابلوی این مغازه کوفتیم روبرومم پر از کاه و ایناست ولی از اون پسره خبری نبود! دستمو رو موهام کشیدم:پس کجاست؟ حتی رد خوناشم رو زمین بود همه چیزش بود جز اون کته ای پسره ی نحص!!!!! رو جفت پاهام خم شدم:اگه شوگا بفهمه ....! ک ناگهان ی چیز تیزی رو پشت گردنم حس کردم:آروم بیا بالا! ....


جیمین: -اوکی باشه زود برگرد! .جی هوپ:فقط خودت زخمی هستیا اول ب خودت برس! -باش بابا فعلا!! -فعلا!!! تلفونو قطع کردم و گذاشتم رو میز یع نگا ب بخیه هام انداختم و رفتم بالا سر همون پسره! دستمالو خیس کردم و گذاشتم رو سرش از اونجا ک دانشجوی پزشکیم تونستم چند تا خون کش برم و ب این زبون بسته کمی خون بدم مگرنه مرگش حتمی بود! خمیازه ای کشیدم و با دومین دستمال کل صورتشو مرطوب کردم پسره قیافه بانمکی داشت پوست شافی داشت و لباش ی جورای عالی بودن! فقط ب طور زیادی زیر چشاش پف بود میشه گفت زخمای ریزشم قابل شمارش نیستن اما همه ی اینا زیر چهره دوست داشتنیش پنهان شده بودن و اونو بیشتر شبیه پسر بچه ها میکرد! از جام بلند شدم و ب کوت شوگا تو بالکن خیره شدم:چطور دلش میومد این بلا رو سر این پسره بیاره! آهی کشیدم و خودمو رو مبل پرت کردم چشمامو محکم روی هم فشار دادم و کم کم در اشک های بی صدام غرق شدم!



یه چی بهتون بگم بعنوان کسی که 1 ساله قلم زهرا رو میخونه...
داستانای زهرا رو اگه نخوندین یا نمیخونین همین بهتر که بمیرین:/
و اگه دوسش ندارین که یعنی سلیقتون عن!جلو چش منم ظاهر نشین نمیخوا ببینمتون...
خلاصه جدا از شوخی فیکاش بینظیرن اگه از من بپرسین یک قسمتشم از دست ندین
ئ البته نظر بیشتر = فیک بیشتر


نوع مطلب : delict 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How we can increase our height?
شنبه 1 مهر 1396 10:17 ق.ظ
Because the admin of this website is working, no uncertainty very shortly
it will be well-known, due to its quality contents.
Where are the femur tibia and fibula?
یکشنبه 26 شهریور 1396 09:36 ب.ظ
After exploring a few of the blog articles on your web page, I really appreciate your technique of writing a blog.
I book marked it to my bookmark webpage list
and will be checking back soon. Please check out my
website too and tell me your opinion.
Hannah
پنجشنبه 12 مرداد 1396 11:54 ق.ظ
مرسی از مدل طرفداریت برای فیك
Hannah
پنجشنبه 12 مرداد 1396 11:52 ق.ظ
مرسی از مدل طرفداریت برای فیك
Hannah
پنجشنبه 12 مرداد 1396 11:49 ق.ظ
باشه مرسی از مدل طرفداریت برای فیك
Foot Issues
سه شنبه 3 مرداد 1396 08:01 ب.ظ
Hey I am so happy I found your blog, I really found you by error,
while I was researching on Google for something else, Nonetheless I am here now and would just like to say cheers for a tremendous post and a all round exciting blog (I
also love the theme/design), I don’t have time to go
through it all at the minute but I have bookmarked it and
also included your RSS feeds, so when I have time
I will be back to read more, Please do keep up the excellent work.
Fatima
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:53 ب.ظ
وای خدا فوق العادس
این رول بدجووووور به شوگا میاد عاشقش شدم
اوهووووع آغاز جیکوکیییی :)))
بچم کوک :((( بمیرم
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 05:11 ب.ظ
There is definately a great deal to learn about this subject.
I really like all the points you have made.
samin
سه شنبه 26 بهمن 1395 08:23 ب.ظ
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
sohaii
شنبه 22 آبان 1395 01:27 ب.ظ
خیییلیییی عااالییی ینی این کیه چاقو گزاشت رو گلوی وی
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
سایه
پنجشنبه 11 شهریور 1395 02:40 ب.ظ
عالیه
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
mobina
یکشنبه 30 خرداد 1395 11:03 ب.ظ
خیلی خوب بود اونییی ادامشو زودتر بزار
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : MrC
mobina
یکشنبه 30 خرداد 1395 11:03 ب.ظ
خیلی خوب بود اونییی ادامشو زودتر بزار
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : Chashm aZzm
Bella_K.C
یکشنبه 30 خرداد 1395 05:15 ق.ظ
وی و جیمین را بسی دوست دارم
کوکییی!
شوگا بده؟؟ واوووووو!
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : V k eshqe
Re bhsh miad...sugaaaa
kimi
شنبه 22 خرداد 1395 06:32 ب.ظ
like
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
negin
جمعه 21 خرداد 1395 09:15 ب.ظ
لایك لایك
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
Mas Mas
جمعه 21 خرداد 1395 04:17 ق.ظ
خیلی خوب بود
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر