تبلیغات
The Biggest Bts FanFiction - Hold Me Tight - 14

!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

Hold Me Tight - 14

نویسنده :Arezoo_cute
تاریخ:چهارشنبه 2 تیر 1395-08:32 ب.ظ

سلام 
ببخشید .. باید این قسمت رو دیروز میزاشتم 

ممنونم از کسایی که نظر میدن :)



قسمت 14 :

جین و وی به ناچار بخاطر کم آوردن اکسیژن بوسه رو قطع کردن.
جین وی رو در آغوشش کشید.
جین : نمی دونستم با تو بودن انقد حسه خوبیه...تازه الان معنای کارای جیمینو فهمم
جین خندید : فکر میکردم اون دیوونه س...ولی من دارم ازش جلو میزنم
وی دستش رو دور جین حلقه کرد : تو توی همه چیز بهترینی
جین : یااا...الان تعریف كردی مثلا؟؟
وی لبخند زد و بعد با ناراحتی گفت : جین...
جین : جونم؟
وی : چیکار كنم كه لیاقت تو رو داشته باشم؟
ابروهای جین درهم رفت.
وی رو از آغوشش بیرون کشید و به چشمهاش نگاه کرد : منظورت چیه؟
وی توانایی نگاه کردن تو چشمهاش و گفتن این حرفارو نداشت : تو از یه خانواده ی خیلی متشخصی...دکتر هستی...درباره ی قیافه ت هم حرفی نیس...خیلی از دخترای پولدار تو رو میخوان...اونوقت من هیچی ندارم...هر چیزی هم دارم از تو دارم...بدتر از همه اینه كه من یه پسرم...من باعث میشم تو پیش مامان و بابات خجالت بکشی
جین چونه ی وی رو گرفت و با ابروهای گره خورده بهش نگاه کرد : ببین...درسته كه چشم خیلی از دخترای پولدار بدنبالمه...ولی میدونی چی مهمه؟ .. این كه من فقط تو رو میخوام...نگران اینم نباش كه پیش مامان و بابام خجالت بکشم..اونا اونطوری نیستن...فکر میکنی من دنبال پول و قدرتم؟ ... نه عزیزم...من عشق و آرامش میخوام...واقعا با این طرز تفکرت ناامیدم کردی
و چونه ی وی رو ول کرد و به طرف راه پله رفت.
وی از حرفهایی كه زده بود خیلی ناراحت بود و حس گناه میکرد.
جین به طبقه ی دوم رسید و سریع مشغول نوشیدن یه نوشیدنی شد. 
ناگهان وی از پشت دستاشو دور بدن جین حلقه کرد.
جین لبخند زد ولی ترجیح داد یکم وی رو اذیت كنه.
وی : منو ببخش جین...اشتباه کردم...تو خیلی خوبی...اصلا به چیزایی كه من گفتم فکرم نمیکنی
با بغض ادامه داد : من نباید بدون فکر اون حرفارو میزدم...جین...منو ببخش...خواهش میکنم
جین لبش رو گاز گرفت تا برنگرده و این موجود بانمک رو نخوره.
وی : همین یه بار منو ببخش...نمی تونم قهرتو تحمل كنم
جین بدون اینكه حلقه ی دست وی رو باز كنه به طرفش برگشت و بهش لبخند زد.
وی دستاشو باز کرد و از خجالت سرشو پایین گرفت.
جین : همینطوری كه نمیشه ببخشمت
وی سرش رو بالا گرفت و با حالت سوالی به جین نگاه کرد.
جین دوتا گوش وی رو گرفت : اینو آویزون گوشت کن...ما هر دومون لیاقت همدیگه رو داریم...من بخاطر پول و موقعیت شغلی از تو سرتر نیستم...میتونی بهم قول بدی اینارو یادت بمونه؟
وی سرش رو به نشونه ی مثبت تکون داد.
جین از این همه سادگی خنده ش گرفت.
دستاشو از روی گوشهای وی برداشت و روی شونه هاش گذاشت.
وی : پس منو. .. بخشیدی؟
جین ، وی رو توی آغوشش کشید : مگه من دلم میاد تو رو نبخشم آخه... 
وی از خوشحالی لبخند زد : بریم به جونگ کوک بگیم؟ ... اون حتما خوشحال میشه
جین موهای وی رو نوازش میکرد : آره ... کلی هم مسخرمون میکنه
وی خندید و دستاشو دور بدن جین حلقه کرد.
بعد از مدتی جین ، وی رو از بغلش بیرون آورد و به طرف لبهاش منحرف شد و اونارو بوسید.
........
جونگ کوک و جیمین تا زمانی كه موزیک قطع شد مشغول رقص بودن.
جونگ کوک : اوووف...پام درد گرفت از بس بالا پایین پریدم...ولی خیلی باحال بود
جیمین : اگه پات درد میکنه میخوای از اینجا تا خونه کولت كنم؟
جونگ کوک : مگه فلج شدم كه کولم کنی...بعدشم. .مگه من قراره بیام خونه ی تو؟؟؟
جیمین : نه پس...میمونی خونه ی جین
جونگ کوک : آره..خونه ی جین خیلی خوش میگذره...اونجا راحت ترم
جیمین : واقعا؟ .. پس باید به جین بگم خودش با لقد بیرونت كنه؟
جونگ کوک با نگاهش دنبال جین می گشت : صب کن پیداش كنم میریم ازش میپرسیم منو بیرون میکنه یا نه
ناگهان چشمش به گوشه ای افتاد كه وی و جین درحال بوسیدن هم بودن.
جونگ کوک اول تعجب کرد و چند بار پلک هاشو بهم زد تا مطمئن شه درست می بینه.
بعد یه لبخند رو لبش نشست و دست جیمین رو تکون داد.
جونگ کوک : جیمین!! ...اونجارو داشته باش
جیمین به جایی كه جونگ کوک گفته بود نگاه کرد و خندش گرفت : پس بهش اعتراف کرد
جونگ کوک به جیمین نگاه کرد : هی..تو از کجا میدونستی؟
جیمین : من و جین دوستای صمیمی هستیماااا
جونگ کوک دست جیمین رو گرفت و اونو با خودش کشید : بیا بریم خلوتشونو بهم بزنیم
جیمین و جونگ کوک به جین و وی رسیدن.
جیمین سوت بلبلی و جونگ کوک دست میزد.
جین و وی از هم جدا شدن و با تعجب به اون دوتا خیره شدن.
وی از خجالت سرخ شد و سریع از جین فاصله گرفت.
جین ولی نیشخند زد : شما اینجا چیکار دارین؟
جیمین : اومده بودم ازت بخوام کوکی رو از خونه بندازی بیرون...ولی حالا دیگه نیازی به این کار نیس...با این چیزی كه الان دیدم کوکی اگرم بخواد هم امشب نمی تونه بیاد خونه ت
وی از خجالت سرش رو پایین گرفت و سعی کرد بیشتر از جین فاصله بگیره.
ولی جین دستشو دور شونه ی وی انداخت و اونو تو بغلش انداخت : آره...امشب من و عشقم میخوایم تنها باشیم
وی : اینطوری نگو...
جونگ کوک خنده ش گرفت : نگران نباش وی...امشب وضع من بدتر از توئه
صورتش رو به گوش وی نزدیک کرد و گفت : مطمئنم جین به اندازه ی جیمین وحشی نیس
وی از خجالت سرخ شد و چیزی نگفت.
جین : جیمین! .. جشن کی تموم میشه؟
جیمین چشمک زد : چیه؟ .. صبر نداری تموم شه تا برین به کارااااتون برسین
جین : خوشم میاد باهوشی
و همه به جز وی خندیدن.
جونگ کوک دست از خندیدن کشید و کنار وی وایساد : انقد اذیتش نکنید...داره از خجالت آب میشه میره تو زمین
جین دست وی رو گرفت و سعی کرد تو چشمهاش نگاه كنه : دارم شوخی میکنم عزیزم
وی یه لبخند به روی جین زد.
جین به جونگ کوک و جیمین نگاه کرد : ولی درباره ی این دوتا مطمئن نیستم
..........
موقعیت : میجو و نامجون در ماشین
میجو در حال رانندگی بود و نامجون روی صندلی شاگرد نشسته بود.
میجو : جدی رانندگی بلد نیستی؟ 
نامجون : بلد نیستم...همیشه دوس داشتم یاد بگیرم ولی موقعیتش پیش نیومد
میجو : دوس داری من یادت بدم؟
نامجون : با کمال میل ... من كه از خدامه یه معلم مثل تو داشته باشم
میجو لبخند زد و بعد جوری كه انگار یه چیزی یادش اومده گفت : وای...نزدیك بود یادم بره
و ماشین رو کنار جاده نگه داشت.
نامجون با نگرانی : چی رو یادت رفته؟؟ .. خیلی مهم بود؟؟
میجو چراغ ماشین رو روشن کرد و موبایلش رو درآورد و دوربینش رو آورد.
میجو : ببین نامجون...من دستمو میزارم رو فرمون و تو دستتو بزار رو دسته من
نامجون : چرا؟
میجو : این روزا اینجور عکس گرفتن بین زوجا خیلی محبوبه
نامجون نفس راحتی کشید : نزدیک بود منو بکشی دختر
میجو : ببخشید...حالا دستتو بزار رو دستم
نامجون اینکارو کرد و میجو عکس گرفت.
به اون عکس نگاه کرد و لبخندی از روی رضایت زد : عالی شد...بعدا پستش میکنم
نامجون : ولی اینجوری همه می فهمن كه من رانندگی بلد نیستم
میجو : من مَردَمو همونجور كه هست دوس دارم...میخوای همینو پایینش بنویسم؟
نامجون خندید و گونه ی میجو رو کشید.
میجو ماشین رو روشن کرد و به طرف دریا رهسپار شدند.
.............
 موقعیت : بعد از جشن تولد / آپارتمان جیمین
جیمین به محض وارد شدن به خونه ش جونگ کوک رو روی دستاش بلند کرد.
جونگ کوک : یااااا...منو بزار زمین!!!
جیمین چیزی نگفت و به طرف اتاق خودش حرکت کرد.
جیمین ، جونگ کوک رو روی تخت گذاشت و کت و کراوات خودش رو درآورد و گوشه ای پرت کرد.
جیمین روی جونگ کوک قرار گرفت و بو/سه ای روی گردنش گذاشت .
ازش جدا شد و به چشمهاش نگاه کرد : دلم برات خیلی تنگ شده کوکی
جونگ کوک : منم همینطور...عاشقتم جیمین
جیمین لبخند زد : منم عاشقتم...دیگه هیچوقت بهم پشت نکن...تحملشو ندارم
جونگ کوک هم لبخند زد و جیمین صورتش رو نزدیك کرد و لبهای جونگ کوک رو با ولع بو/سید.
جونگ کوک راه دهنش رو باز کرد و جیمین زبونش رو وارد دهن جونگ کوک کرد و همه جارو گشت.
جیمین زبونش رو از گردن تا گوش جونگ کوک کشید و دم گوشش زمزمه کرد : بگو منو میخوای، کوکی
نفس داغ جیمین به گوش جونگ کوک خورد و تمام بدن جونگ کوک رو دربرگرفت.
جونگ کوک به سختی نفس کشید : میخوامت جیمین..میخوامت
جونگ کوک صورتش رو مقابل صورت جیمین قرار داد و خیلی داغ اونو بو/سید.
جیمین بو/سه رو قطع کرد و تی شرت جونگ کوک رو درآورد.
جونگ کوک هم خیلی سریع دکمه های لباس جیمین رو باز کرد و جیمین اونو به گوشه ای پرت کرد.
جیمین بو/سه های خیسش رو روی تمام سی/نه و شکم جونگ کوک ادامه میداد و درهمین حال جونگ کوک عضلات شکم (سیکس پک) جیمین رو نوازش میکرد.
جیمین از جونگ کوک جدا شد و آروم شلوار جونگ کوک رو درآورد.
..............
موقعیت : آپارتمان جین
جین داخل اتاقش بود و لباساشو عوض میکرد.
شلوارش رو عوض کرد و لباسش رو درآورد.
در این لحظه وی یه دفعه وارد اتاق شد و با دیدن بدن نیمه بر/هنه ی جین سریع در رو بست.
جین بی خیال پوشیدن لباس شد و به سمت در رفت و بازش کرد. 
وی : معذرت میخوام...قبلش باید در میزدم
جین : این چیزی نیس كه باید واسش معذرت خواهی کنی...الان باید بخاطر این معذرت خواهی کنی كه از دیدن من خجالت میکشی...تو هروقت بخوای میتونی بیای تو اتاقم
وی سرش رو پایین انداخت : معذرت میخوام...
جین دست وی رو کشید و اونو داخل اتاق کرد و در اتاق رو قفل کرد.
وی شوکه شده بود و جین از تماشای چهره ی بانمکش لذت میبرد.
جین : دیگه وقته خوابه
وی با چشمهای گرد به جین نگاه میکرد.
جین یه قدم به وی نزدیك شد و وی یه قدم عقب رفت، وی چند قدم دیگه هم همینطور عقب رفت تا بالاخره روی تخت افتاد.
جین به وضوح نگرانی رو در چشمهای وی میدید. 
جین به وی نزدیك شد، شونه هاشو گرفت و اونو روی تخت خوابوند و خودش کنارش دراز کشید.
موهای وی رو از صورتش کنار زد و با لبخندی كه روی لبش داشت گفت : بیا امشب تو بغل هم بخوابیم...ما هنوز کلی شب دیگه در پیش داریم
وی سری تکون داد و سریع خودشو در آغوش گرم جین جا داد.
جین هم دستشو دور کمر وی انداخت و باهم به خواب رفتند.



اگه خوندین نظر یادتون نره پلیزرزززز 


نوع مطلب : hold me tight 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Online cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 03:31 ق.ظ

Excellent information. With thanks.
cialis free trial cialis 100mg suppliers achat cialis en itali how to purchase cialis on line cialis 5 mg canadian discount cialis recommended site cialis kanada cialis 5 mg buy generic cialis tadalafil cialis daily new zealand
Buy cialis online
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 04:58 ق.ظ

Regards, Fantastic information!
click here cialis daily uk try it no rx cialis buy cialis online cheapest cialis super acti generic cialis in vietnam cialis reviews cialis 20 mg cialis therapie cialis alternative can i take cialis and ecstasy
Buy generic cialis
جمعه 7 اردیبهشت 1397 07:55 ب.ظ

Appreciate it! A good amount of knowledge.

cialis generika cialis 100 mg 30 tablet order generic cialis online cialis arginine interactio cialis generico postepay cialis dosage fast cialis online cialis taglich canada discount drugs cialis cialis usa cost
Viagra kaufen
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 06:15 ق.ظ

Great info. Thanks a lot!
where to buy viagra in malaysia buy tadalafil online viagra buy viagra pharmacy viagra sildenafil or viagra find viagra online herbal viagra buy viagra prescription buy viagra with prescription best place to buy viagra online where to buy viagra over the counter
Online cialis
جمعه 17 فروردین 1397 10:12 ب.ظ

You actually stated it superbly.
cialis 10 doctissimo cialis mit grapefruitsaft only best offers cialis use cialis pills in singapore calis where do you buy cialis cialis uk next day cialis tablets for sale online prescriptions cialis try it no rx cialis
Online cialis
جمعه 3 فروردین 1397 07:54 ب.ظ

Thanks, Ample advice!

cialis 20mg preis cf order cialis from india warnings for cialis we like it cialis soft gel fast cialis online cialis manufacturer coupon buy cialis cheap 10 mg when will generic cialis be available we choice free trial of cialis cialis for sale
Cialis pills
دوشنبه 28 اسفند 1396 01:29 ق.ظ

Appreciate it. An abundance of data!

buy brand cialis cheap chinese cialis 50 mg overnight cialis tadalafil order cialis from india cialis purchasing prix de cialis how does cialis work low dose cialis blood pressure buy cialis sample pack cialis y deporte
foot problems
شنبه 18 شهریور 1396 10:04 ق.ظ
Hi! Quick question that's totally off topic. Do you know how to make your site mobile friendly?

My blog looks weird when browsing from my apple iphone.
I'm trying to find a theme or plugin that might be able to resolve
this issue. If you have any suggestions, please share.

Cheers!
pointlessfirewo81.exteen.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 10:04 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but I find this matter
to be really something which I think I would never
understand. It seems too complicated and extremely broad
for me. I'm looking forward for your next post, I will
try to get the hang of it!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 11:01 ق.ظ
hi!,I love your writing very a lot! percentage we keep up
a correspondence extra about your post on AOL?
I need an expert on this area to resolve my
problem. May be that is you! Having a look ahead to
see you.
sohaii
یکشنبه 14 آذر 1395 07:30 ب.ظ
فقد عر زدم وقتی اینو خوندم من نمیدونم چیراااا جیکوک میخونم حس میکنم دارم میمیرم ویکوک میخونم خرذوق میشم هعی دیوونه شدم رفددممم فیکت ایز وری نااایسس
sahar
سه شنبه 8 تیر 1395 12:51 ق.ظ
ععععععااااااااالللللللللیییییییی
پاسخ Arezoo_cute :
...
دوشنبه 7 تیر 1395 01:57 ق.ظ
وااای عالی بود عاااالی
خیلی خوب بود
جیمین هههههه....
پاسخ Arezoo_cute : خیلیی ممنون
Bella_K.C
یکشنبه 6 تیر 1395 05:17 ق.ظ
واهاااییی عالییییی بوووود
کاش زودتر ته جینم مثل جیکوک شن!!
چقدر وی خوووبه...خیلیی ناز خجالت میکشه!
جیمین وحشی دوست!!
پاسخ Arezoo_cute : آره .. کیوت خجالتی

جیمین وحشی
negin
شنبه 5 تیر 1395 03:48 ق.ظ
وای جیكوك ایز وری وری ریل
تهجین ایز وری وری ریل
وایییییی خیلی خوبه
پاسخ Arezoo_cute : جیکوک ایز ریل
تهجین ایز ریل
درود بر تو
victoriya
شنبه 5 تیر 1395 12:21 ق.ظ
من بیشتر ازاونا خرکیف شدم خیلی قشنگ بود
پاسخ Arezoo_cute : ممنون عزیزم
sara
جمعه 4 تیر 1395 04:35 ب.ظ
جیمین مادر خودتو نگه دار
حالا وی جین رو بگیرین
پاسخ Arezoo_cute : مرسی که خوندی
naghmeh
پنجشنبه 3 تیر 1395 08:48 ب.ظ
جیمین دیگه کنترل سلف رو از کف داد بچم
پاسخ Arezoo_cute :
naghmeh
پنجشنبه 3 تیر 1395 08:38 ب.ظ
واااای تنکیو که گذاشتیش ..من برم بخونم
پاسخ Arezoo_cute : واااای یور ولکام
djnegar
پنجشنبه 3 تیر 1395 11:07 ق.ظ
دانلود اهنگ جدید نگار جهانشاهی به نام عالم (عربی)
mahsa
پنجشنبه 3 تیر 1395 02:25 ق.ظ
اااوووووفففف...باحال بود
جیکوک ایز نات مای استایل
وی کوک از مای استایل
پاسخ Arezoo_cute : ممنون واسه من کاملا برعکسه
Arghavan
پنجشنبه 3 تیر 1395 01:14 ق.ظ
اهم‌اهم...
جیکوک عیز مای استایل...
واییییییی تهجینمممممم...
ویییییی...
خعلی خوف بود
پاسخ Arezoo_cute : اههههم...
واااای ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر