تبلیغات
The Biggest Bts FanFiction - zoro2

!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

zoro2

نویسنده :mahsa gh
تاریخ:پنجشنبه 10 تیر 1395-08:14 ب.ظ

:نامجون
.جین خیلی رو کلمه ی مامان حساس بود ولی از وقتی که یادم میاد کوک اونو اینجوری صدا میکرد
بهش نگاه کردم...نگاه خون اشامیش روبه سمت من هدف گرفته شده بود...الفرار...من دور میز میدوییدم اونم عین
بختک افتاده بود دنبال من!!!درسته که زورشو داشتم ولی الان بحث کتک خوردن بود!آخه اون دستش خیلی
سنگینه...یه دونه میزنه تا دوهفته جاش درد میگیره(خخخ )اینقدر دور میز دوییدیم که یه لحظه احساس کردم الانه
که بالا بیارم...بالاخره که چی؟تا ابد که نمی تونیم عین موش و گربه دنبال هم بدوییم...وقتشه یه درس حسابی به
خانمم بدم...چند وقته زیادی شیطون شده...دویدم و از اتاق کار بیرون رفتم... اونم اومددنبالم در اتاقمونو باز کردم و
پریدم توش...اونم اومد...یه دفعه وایسادم که اونم تعادلشو از دست داد و تو بغلم افتاد...اومد بره عقب که محکم
دستمو روی کمرش گذاشتم و فشار دادم...دوباره سرش رو شونم قرار گرفت:خیلی بیشعوری اگه تو به کوکی نمیگفتی
اون منو بابا صدای میکرد...همش تقصیر توئه! با آرامش جوابشو دادم:آخه عزیز من کی اون شرط بندی رو گذاشت
وگفت هرکی ببازه میشه مامان؟جین آروم جواب داد:من!من:پس کرم از خودت بود!!مثل همین الان!!جین با تعجب
سرشو از رو شونم برداشت و تو چشمام نگاه کرد...جوری که یه لحظه نفسم بند اومد!!جین:آخه مگه چیکار کردم؟
)!!!اینقدر اینو مظلوم به زبون آورد که اگه جا داشت همون لحظه کارشو تموم میکردم
Smile
clean word remove format superscript Subscript Cut Copy Paste Horizontal Rule Ordered List Unordered List Outdent Indent Insert Link Remove Link
Undo Redo Bold Italic Underline strikethrough Align Right Center چینش چپ Justify Full Justify Full Justify Full
Text Color
Background Color
Add Image
Insert Table
Insert Aparat


نوع مطلب : Zoro 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
https://janethdegro.jimdo.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 03:56 ب.ظ
I'd like to find out more? I'd love to find out some additional information.
samin
دوشنبه 7 فروردین 1396 07:54 ب.ظ
واییییییی
SoSo
دوشنبه 22 آذر 1395 11:48 ب.ظ
به به نامجیننن
Zahra.m
یکشنبه 13 تیر 1395 08:11 ق.ظ
پریا
شنبه 12 تیر 1395 09:01 ق.ظ
وایییی خدا خیلی باحال بود
پاسخ mahsa gh :
Parnia
جمعه 11 تیر 1395 07:27 ب.ظ
Tnx
پاسخ mahsa gh : خواهش
negin
جمعه 11 تیر 1395 12:24 ق.ظ
وای عالیه
پاسخ mahsa gh : ممنون
naghmeh
پنجشنبه 10 تیر 1395 10:22 ب.ظ

دست منم دقیقا همینجوریه :)))))
وااای عزیزم جین
پاسخ mahsa gh : خخخ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر