تبلیغات
The Biggest Bts FanFiction - Hold Me Tight - 16

!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

Hold Me Tight - 16

نویسنده :Arezoo_cute
تاریخ:شنبه 12 تیر 1395-12:48 ق.ظ


سلام به همه خوبا

ممنون بابت همه ی محبتی که به من میدین

راستی .. قسمت بعدی رمز داره و هرکی خواست یه راه ارتباطی بهم بده تا براش بفرستم

به هیچ وجه هم از دستش ندین چون قسمت مهمیه





قسمت 16 :


جیمین با صدای زنگ تلفن بیدار شد.
جونگ کوک هنوز خواب بود، به اون لبخندی زد.
از سر جاش بلند شد ، شلوارک راحتیشو پوشید و از اتاق خارج شد و تلفن رو جواب داد : الو؟
مامان جیمین : پسرم این چه کاری بود دیشب کردی؟ آبرومونو جلوی همه بردی
ابروهای جیمین توهم رفت و آهی کشید.
مامان : بعد اون کارت بابات میخواست از ارث محرومت کنه..ولی من باهاش حرف زدم و راضیش کردم...اون گفت به شرطــــــــــــــــــــــــــــــــــی از ارث محرومت نمی کنه كه با دختری كه ما برات در نظـــــــــر گرفتیم ازدواج کنی
جیمین : مامان! .. من بدون جونگ کوک به هیچ ارثی احتیاج ندارم
جونگ کوک با صدای جیمین از خواب بیدار شد.
آروم از سر جاش بلند شد، لباس زیر و پیرهنش رو از روی زمین برداشت و اونارو پوشید و از اتاق خارج شد.
جیمین : مامان دیگه نمی خوام به این بحث ادامه بدم
مامان : چرا اینکارو با خودت میکنی؟ واقعا دیوونه شدی؟ با یه پسر چطــــــــــــــــــــــــــــــــــور میخوای نسل مارو ادامه بدی؟
جیمین : چرا باید نگران ادامه دادن نسل خانوادگیمون باشم؟ مگه اون خانواده چیزیم ازش مونده؟
مامان : بابات اگه عصبانی بشه باهات قطــــــــــــــــــــــــــــــــــع رابطــــــــــــــــــــــــــــــــــه میکنه..همینو میخوای؟
جیمین : من فقطــــــــــــــــــــــــــــــــــ میخوام با کسی كه دوسش دارم زندگی كنم..بابا هرکاری میخواد بکنه...دیگه قطــــــــــــــــــــــــــــــــــع میکنم..خداحافظـــــــــ
جیمین تلفن رو قطــــــــــــــــــــــــــــــــــع کرد و پرتش کرد روی مبل. بعد برگشت و ناگهان جونگ کوک رو کنار در اتاقش دید.
جیمین : اوه...بیدارت کردم؟
جونگ کوک : مامانت بود؟
جیمین : آره
جونگ کوک : چی میگفت كه انقد عصبانی شدی؟
جیمین : حرفای بیخود
جونگ کوک محکم گفت : جیمین! مثل بچه ها باهام حرف نزن
جیمین دستی توی موهای *****ش برد : میگه اگه با دختری كه برات در نظـــــــــر گرفتیم ازدواج نکنی از ارث محروم میشی و باهات قطــــــــــــــــــــــــــــــــــع رابطــــــــــــــــــــــــــــــــــه می کنیم..از این حرفای بیخود
جونگ کوک : تو میخوای چیکار کنی؟
جیمین به جونگ کوک نزدیك شد و یکی از دستاشو با دو دستش گرفت و فشرد.
جیمین : من بدون تو میمیرم...به نظـــــــــرت ارثیه به درد یه آدم مرده میخوره؟
جونگ کوک به جیمین نگاه کرد : مطــــــــــــــــــــــــــــــــــمئنی پشیمون نمیشی؟
جیمین دست جونگ کوک رو بو/سید و لبخند زد : من پشیمون نمیشم...هرگز این دستو ول نمی كنم...مطــــــــــــــــــــــــــــــــــمئنم
جونگ کوک لبخند زد : پس امروز بریم جیجو؟
جیمین : كه به مامانت بگیم؟
جونگ کوک : آره..حتما دلش برام تنگ شده
جیمین : باشه..میریم..وسایلت رو جمع کن، منم بلیطــــــــــــــــــــــــــــــــــ رزرو میکنم
جونگ کوک خوشحال شد : باشه
بعد محکم پرید تو بغل جیمین و این باعث شد پشتش درد بگیره.
جونگ کوک : آخخخ
جیمین به جونگ کوک نگاه کرد : خوبی؟
جونگ کوک لبخند زد : چیزی نیس..خوبم
جیمین : دیشب واقعا زیاده روی کردم..معذرت میخوام...امشب كه جیجو میخوابیم...فردا شب میتونی جبران کنی
جونگ کوک خندید : باشه..فعلا میرم وسایلو جمع كنم.
و به اتاق رفت.



شوگا هنوز بالشت جی هوپ رو در آغوش گرفته بود و اثرات گریه کردن روی صورتش واضح بود.
در همین لحظـــــــــه صدای باز شدن در هال رو شنید.
شوگا : وای نامجونه...
سریع بالشت جی هوپ رو سر جاش گذاشت و خودش زیر پتو رفت.
نامجون در اتاق رو باز کرد : شوگا! هنوز خوابیدی؟ مگه نمیخوای بری سر کار؟
شوگا الکی سرفه کرد : امروز حالم زیاد خوب نیس...به رئیسم گفتم نمیام
نامجون : باشه، پس استراحت کن...منم دیشب تا حالا اصلا نخوابیدم
شوگا نفس عمیقی کشید و خیالش راحت شد، حداقل تونسته بود جلوی یه دعوارو بگیره.



موقعیت : مطــــــــــــــــــــــــــــــــــب جین
جین از اتاقش بیرون اومد و خیلی جدی رو به وی گفت : منشی کیم! .. یه لحظـــــــــه بیاین تو اتاقم
و سریع به اتاقش برگشت.
وی تا حالا جین رو انقد جدی ندیده بود.
با استرس به اتاق جین كه درش هنوز باز بود رفت و آروم در اتاق رو بست.
جین پشت به وی بود ، نفس عمیقی کشید و به طــــــــــــــــــــــــــــــــــرف وی برگشت.
جین برگه هایی از روی میز برداشت و بالا گرفت: این چه وضعشه؟ ها؟؟
وی با ترس بهش نگاه کرد و آروم گفت : کار... اشتباهی کردم؟
جین : ته هیونگ چطــــــــــــــــــــــــــــــــــور تونستی پرونده ی یکی از بیمارامو اشتباه پر کنی؟ چرا ذکر نکردی این بیمار فشار خون داره؟ میدونی بخاطــــــــــــــــــــــــــــــــــر یکی از داروهایی كه براش تجویز کردم نزدیك بود چه اتفاقی براش بیافته؟
وی خیلی ترسیده بود و چیزی نمی گفت.
جین صداشو پایین آورد : اشتباه بزرگی كردی ته هیونگ...الان خیلی عصبانیم...فعلا برو .. به بیمار بعدی بگو بیاد داخل
جین با انگشت اشاره و شستش شقیقه های سرش رو مالش داد.
وی : سرت..یعنی.. سرتون درد میکنه؟
جین : خوبم...گفتم بیمار بعدی رو بفرست داخل
ته هیونگ سرش رو پایین انداخت و به طــــــــــــــــــــــــــــــــــرف در رفت.
جین با صداش جلوشو گرفت : راستی..
وی برگشت.
جین : دیگه هرگز همچین اشتباهی رو تکرار نکن..کار ما با جون آدماست
وی سری به نشونه ی تایید تکون داد و از اتاق خارج شد.
جین هم روی صندلیش نشست و نفس عمیقی کشید.



نزدیك غروب بود.
شوگا نگاهی به نامجون كه در خواب عمیقی فرو رفته بود انداخت.
آروم از سر جاش بلند شد و لباس هاشو پوشید.
به گوشی جی هوپ زنگ زد ولی گوشیشو برنمی داشت.
شوگا : بردار دیگه. .
بازدم عمیقی بیرون داد و برای اینكه حالش کمی عوض بشه از خونه بیرون رفت.
سرش توی موبایلش بود و با نگرانی واسه جی هوپ پیام می نوشت.
توی پیچ ناگهان صدایی شنید : برو کنار...
و بعد دردی در وجودش حس کرد و به همراه کسی كه بهش زده بود روی زمین افتادند.
درد شوگا دوباره شدت گرفت : آخخخخخخ
پسری كه با دوچرخه بهش زده بود خیلی نگران بود : هی..حالت خوبه؟
شوگا سرش رو بالا آورد و پسر با دیدنش خشکش زد.
شوگا : کمرم خیلی درد میکنه...چرا حواستو جمع نمی کنی؟
دستش رو به طــــــــــــــــــــــــــــــــــرف پسر دراز کرد : حداقل کمک کن بلند شم
پسر هنوز گنگ بود و با همون حالت دستش رو به طــــــــــــــــــــــــــــــــــرف شوگا دراز کرد.
شوگا بلند شد و لباس هاشو تمیز کرد.
شوگا : شانس آوردی الان اصلا حس سر و کله زدن با یه بچه رو ندارم
و برگشت و به راهش ادامه داد.
پسر به رفتن شوگا نگاه میکرد : پس اون واقعا اینجا زندگی میکنه...باورم نمیشه
و لبخند بزرگی به لبش اومد.



جونگ کوک و جیمین به جیجو رسیدند. تاکسی کنار خونه ی جونگ کوک نگه داشت.
جونگ کوک بخاطــــــــــــــــــــــــــــــــــر دلتنگی زیادش سریع به طــــــــــــــــــــــــــــــــــرف خونه شون رفت و در رو به صدا درآورد.
جیمین ولی رفت از تو صندوق عقب ساکشون و بسته ی گوشت گاو کــــــره ای كه به عنوان هدیه گرفته بود رو بیاره.
مامان جونگ کوک در رو باز کرد و با دیدن پسرش اشک توی چشمهاش جمع شد و محکم بغلش کرد.
جونگ کوک از بغل مامانش بیرون اومد : مامانی..دلم واست یه ذررررره شده بود
مادرش : دل منم خیلی برات تنگ شده وروجک.. چرا بی خبر اومدی؟
در این لحظـــــــــه جیمین اومد.
مادر جونگ کوک با تعجب به جیمین نگاه کرد.
جیمین با سر تعظـــــــــیم کرد : سلام .. من پارک جیمین هستم
مادر کوکی : پارک جیمین؟ شما با پسرم دوست هستین؟
جونگ کوک : مامان..راستش اون دوستم نیست...اون...کسیه كه از صمیم قلب دوسش دارم
جونگ کوک سرش رو پایین انداخت : اون...دو/س پسرمه...
مادر جونگ کوک تعجب کرد : چ..چی؟ .. یعنی شما دوتا باهم...؟
جونگ کوک : آره مامان..ما با همیم...راستش...ما یه مدتی هست باهمیم...ولی چون جیمین از پدر و مادرش می ترسید نشد بهت بگیم...جیمین الان موضوع رو به خانواده ش گفته
مادر جونگ کوک چیزی نمی گفت.
جونگ کوک آروم بغلش کرد : مامان .. خیلی معذرت میخوام كه زودتر نگفتم
مادر کوکی : موضوع این نیست...من نگرانتم پسرم
جونگ کوک : نگران من نباش..من با جیمین خیلی خوشحالم..هیچ مشکلی باهم نداریم...صبر کن درسم تموم شه، تو رو هم میارم پیش خودم
جیمین : نگران جونگ کوک نباشین...اون از هرچیز دیگه ای واسم باارزش تره...بهتون قول میدم نزارم آب تو دلش تکون بخوره
مادر جونگ کوک از بغل پسرش بیرون اومد و اشک های گوشه ی چشمش رو پاک کرد.
مادر : باشه...فعلا بیاین داخل..مفصل حرف میزنیم
و هر سه وارد خونه شدند.



موقعیت : مطــــــــــــــــــــــــــــــــــب
آخرین مریض هم از مطــــــــــــــــــــــــــــــــــب خارج شد.
وی بعد از در زدن وارد اتاق جین شد و با سر تعظـــــــــیم کرد : دکتر کیم..دیگه مریضی ندارین
جین : باشه
وی سرش رو پایین انداخت و به طــــــــــــــــــــــــــــــــــرف در رفت.
جین : هی کیم ته هیونگ! .. همونجا وایسا
وی بدون اینكه برگرده سر جاش وایساد و با صدای گرفته ای گفت : کار دیگه ای داشتین؟
ناگهان جین از پشت شونه های وی رو گرفت و اونو به دیوار چسبوند.
چشمهای وی از این حرکت ناگهانی جین گرد شد.
جین جوری كه صورت وی جلوی صورت خودش قرار بگیره دوتا دستاشو به دیوار تکیه داد : آره...یه کار دیگه هم باهات داشتم
وی برای فرار از نگاه خیره ی جین به زمین خیره شد : من واقعا معذرت میخوام...اشتباه بزرگی کردم...مطــــــــــــــــــــــــــــــــــمئن باش دیگه تکرار نمیشه
جین فاصله شو با وی کمتر کرد : تو اشتباه بزرگی كردی و من هم بهت هشدار دادم...ولی الان تحمل ناراحتیتو ندارم
وی با چشمهای متعجب به جین زل زد.
جین لبخند زد و گونه ی وی رو کشید : دیوونه ـتم دیوونه ی من
وی : من..ناراحت نیستم
جین خندید : اصلا بلد نیستی دروغ بگی. .. تو هر روز بعد از کار بهم خسته نباشی می گفتی...چرا امروز نگفتی؟
وی چیزی نگفت و فقطــــــــــــــــــــــــــــــــــ به جین نگاه میکرد.
جین دستاشو از روی دیوار برداشت.
صورت وی رو توی دستاش گرفت و آروم چشمهای وی رو بو/سید.
کمی پایین اومد و گونه‌های وی رو بو/سید.
وی لبخند میزد.
جین پایین تر اومد و روی لبهای خندون وی بو/سه زد، خودشم وسطــــــــــــــــــــــــــــــــــ بو/سه خندش گرفت و دوتایی توی اون حالا خندیدند.
جین یکی از دستهاشو دور گردن وی انداخت و اونو به خودش نزدیك تر کرد و بو/سه رو پرحرارت کرد.



شوگا همینطــــــــــــــــــــــــــــــــــور قدم میزد كه چشمش به یه بیمارستان خورد و یاد وی افتاد که کنار دوست جیمین (جین) وایساده بود و باهم می خندیدند.
شوگا : باید ته هیونگ رو پیدا کنم
شوگا گوشی شو درآورد و به زن رئیسش (مادر جیمین) زنگ زد.
شوگا : سلام خانوم پارک..ببخشید كه مزاحم شدم...راستش میخواستم آدرس مطــــــــــــــــــــــــــــــــــب دوستِ پسرتون رو ازتون بگیرم...بهتون گفتم كه کمی کسالت دارم...میشه آدرس رو بدین؟
مادر جیمین آدرس مطــــــــــــــــــــــــــــــــــب جین رو داد.
شوگا : خیلی ازتون ممنونم خانوم...خدانگهدار
گوشی رو قطــــــــــــــــــــــــــــــــــع کرد و به طــــــــــــــــــــــــــــــــــرف آدرسی كه گرفته بود رهسپار شد.



جین لبهاشو از وی جدا کرد و با همون فاصله‌ی کمی كه با اون داشت گفت : الان دیگه ناراحت نیستی؟
وی چیزی نگفت و دوتا دستش رو دور گردن جین انداخت و لبهاشو بو/سید.
جین، وی رو تا مبل چرمی توی مطــــــــــــــــــــــــــــــــــبش کشوند و اونو روی مبل انداخت.
کرواتش رو در آورد و دکمه ی اول پیرهنش رو باز کرد.
جین : بااینکه کولر روشنه ولی هوا خیلی گرمه
وی هم عرق کرده بود و مشغول درآوردن پیرهنش شد ولی زودتر از اون جین اینکارو براش انجام داد و پیرهنش رو به گوشه ای پرت کرد.
جین خودش روی وی قرار گرفت و سرش رو به طــــــــــــــــــــــــــــــــــرف گردن وی منحرف کرد.




اینم از این قسمت :)
یادتون نره اگه قسمت بعدی رو میخواین درخواست رمز با یه راه ارتباطی بدین :))



نوع مطلب : hold me tight 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
online canadian pharmacies
یکشنبه 1 مهر 1397 10:49 ق.ظ

You actually reported it perfectly!
canadian pharcharmy online canada viagra canadian online pharmacies best canadian pharmacies online online pharmacies tech school canadian pharmacies that are legit canadian pharmaceuticals for usa sales canadian pharmacy meds online drug store canada online pharmacies
buycialisky.com
چهارشنبه 28 شهریور 1397 07:29 ق.ظ

Beneficial facts. Regards!
cialis 10 doctissimo cialis canada how to buy cialis online usa click now cialis from canada when can i take another cialis cialis great britain cialis 5 effetti collaterali prices for cialis 50mg viagra or cialis cialis daily reviews
viagravipsale.com
یکشنبه 11 شهریور 1397 09:14 ب.ظ

Terrific posts, Appreciate it!
generic cialis tadalafil where cheapest cialis buy cialis online cialis canadian drugs india cialis 100mg cost trusted tabled cialis softabs cialis generique 5 mg cialis pills boards cialis generique 5 mg cialis 5 mg para diabeticos
cheap online viagra uk
سه شنبه 23 مرداد 1397 08:49 ق.ظ

Many thanks, I value it!
cheapest viagra with prescription where can i buy viagra without prescription buy viagra forum buy sildenafil citrate online viagra tablets online where can i buy real viagra online buy viagra buy viagra online getting viagra online online generic viagra pharmacy
Cialis canada
سه شنبه 23 مرداد 1397 12:25 ق.ظ

Thank you, An abundance of info!

when will generic cialis be available buy cialis online nz cialis tablets australia cialis 5 mg cialis dosage recommendations cialis 5 mg funziona how to purchase cialis on line cialis sicuro in linea buy cialis sample pack prezzo di cialis in bulgaria
Online cialis
دوشنبه 7 خرداد 1397 02:02 ب.ظ

You said it nicely..
cost of cialis per pill buying cialis in colombia the best site cialis tablets cialis reviews legalidad de comprar cialis cialis 20 mg cialis et insomni does cialis cause gout generic cialis levitra how much does a cialis cost
Generic cialis
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 06:12 ب.ظ

Superb material. Thank you.
cialis kaufen cialis 20 mg effectiveness we recommend cheapest cialis generic cialis pro only best offers cialis use cialis price thailand order a sample of cialis cialis for sale cialis 20mg prix en pharmacie walgreens price for cialis
Viagra 20mg
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:02 ب.ظ

Great posts, Appreciate it!
buy viagra ireland viagra cheap levitra buy tadalafil viagra to buy buy viagra pfizer rx pharmacy viagra buy legal viagra viagra cheap prices viagra from usa pharmacy buy viagra soft tabs
Viagra generika
چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397 11:02 ب.ظ

Nicely put. Thanks a lot.
where can i buy viagra online is buying viagra online legal cheap online viagra uk viagra online pharmacy viagra canadian viagra online where can i buy viagra without a prescription viagra for sale online sildenafil or viagra online order for viagra buying viagra online without prescription
Generic viagra
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 07:29 ق.ظ

You actually suggested this fantastically.
buy generic sildenafil where to order viagra online viagra buy online usa buy viagra safely online how do i order viagra buy viagra uk without prescription canadian pharmacy uk sildenafil how do i order viagra online online pharmacy
Buy cialis
شنبه 18 فروردین 1397 11:42 ب.ظ

Effectively expressed genuinely. !
cialis 5 mg schweiz prezzo cialis a buon mercato are there generic cialis buying cialis in colombia american pharmacy cialis fast cialis online brand cialis generic bulk cialis cialis generisches kanada buy cialis online cheapest
Buy generic cialis
جمعه 17 فروردین 1397 11:11 ب.ظ

You stated this effectively!
only best offers cialis use cialis dosage amounts cialis name brand cheap cialis cipla best buy cialis professional yohimbe cialis pas cher paris cialis 20mg prix en pharmacie cialis online napol cialis professional from usa cialis 30 day sample
Cialis 20 mg
جمعه 3 فروردین 1397 09:08 ب.ظ

Appreciate it. Quite a lot of facts!

cost of cialis per pill enter site very cheap cialis generic cialis 20mg tablets cialis daily cialis generico in farmacia cialis venta a domicilio buying brand cialis online cialis daily low cost cialis 20mg cialis online deutschland
Buy generic cialis
جمعه 3 فروردین 1397 02:22 ق.ظ

Excellent forum posts. Thanks!
cialis 20mg cialis bula canada discount drugs cialis prix cialis once a da cialis prezzo in linea basso wow cialis tadalafil 100mg cialis prezzo in linea basso cialis generic availability generic cialis pro cialis tablets
BARAN
چهارشنبه 1 فروردین 1397 05:58 ب.ظ
سلام عزیزم خیلی قشنگ نوشتی اگه میشه رمز رو به جیمیلم بفرست ممنونم
baranheidari83@gmail.com
علی
چهارشنبه 11 بهمن 1396 06:20 ب.ظ
دیگه دخترا از بی شوهریربه کجا رسیدن . # احمقو فقط احمقا معروف میکنن
foot complaints
جمعه 24 شهریور 1396 11:08 ب.ظ
This text is invaluable. How can I find out more?
What causes painful Achilles tendon?
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:56 ق.ظ
Do you mind if I quote a few of your articles as long
as I provide credit and sources back to your website? My blog site is in the exact same niche as yours and my users would genuinely benefit from a
lot of the information you provide here. Please let me know if this ok with you.
Thanks!
http://plaza.rakuten.co.jp/ladonnastrupp
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:39 ب.ظ
Thanks , I've just been searching for information approximately this topic
for a while and yours is the greatest I've found out till now.
However, what concerning the conclusion? Are
you certain about the supply?
Tanya
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:39 ب.ظ
Hello there! This post could not be written any better!
Reading through this post reminds me of my previous room mate!
He always kept talking about this. I will forward this
write-up to him. Pretty sure he will have a good read.

Thanks for sharing!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 03:05 ق.ظ
Howdy just wanted to give you a quick heads up and let you know a few of the pictures aren't loading properly.
I'm not sure why but I think its a linking issue. I've tried it in two different internet browsers and both show the same
outcome.
sohaii
یکشنبه 14 آذر 1395 07:55 ب.ظ
میشه رمزو بهم بدی؟؟

soha_srw123 ایدی اینستا میسی
پاسخ Arezoo_cute : رمز رو برداشتم
دریا
سه شنبه 11 آبان 1395 07:55 ب.ظ
دریا
سه شنبه 11 آبان 1395 07:45 ب.ظ
رمز رو زدم اما باز نشد
دریا
سه شنبه 11 آبان 1395 07:28 ب.ظ
تولو خدا رمز لو بده خواهش خواهش
دریا
سه شنبه 11 آبان 1395 06:59 ب.ظ
سلام اجی من تازه با این سایت اشنا شدم تمام قسمت هارو هم خوندم خیلی زیبا بود رمزو به منم میدی
ماندانا
پنجشنبه 29 مهر 1395 03:50 ق.ظ
سلاام چق داستانه این خوبه
رمزه قسمته ۱۷ رو میدی? :)
Fatemeh
پنجشنبه 22 مهر 1395 11:13 ق.ظ
سلام میشه رمز قسمت بعد رو برای آیدیم تو تلگرام بفرسی مرسی
@fati_d_v
مهرنوش
شنبه 27 شهریور 1395 11:29 ق.ظ
سلام عزیزم من جدیدا وب تون رو پیدا کردمخیلی فیک هاتون عالیههههههههه مخصوصا من این فیک رو بیشتر از همه دوس دارم من خودم کاپل ویمین و ویجین رو میدوستمممممم
میشه رمز قسمت بعد رو به جیمبل ام ارسال کنی؟ من همین فیک رو با اون فیک ویمین رو فقط خوندم. برای همین میگم ا حالا نظر نداده بودم چون تازه دیروز شروع کردم
جیمیل من mehrnoosh1381@gmail.com
نازنین
یکشنبه 21 شهریور 1395 11:58 ق.ظ
ببخشید وای چرا جواب نمیدی یا دیر به دیر سر میزنی یا اصلا نمیای من رمز قسمت بعدی رو میخوام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30