تبلیغات
The Biggest Bts FanFiction - good days come soon_2

!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

good days come soon_2

نویسنده :Asra Dn
تاریخ:چهارشنبه 27 مرداد 1395-08:40 ب.ظ

نظرا برای قسمت اول خوب بود بچه ها ممنون از حمایتتون
حالا برید برای قسمت دوم
قسمت دوم
صدای گریه شبیه صدای گریه یه خانوم بود 
پشت دیوار راهرو قایم شدم ونگاه کردم تا ببینم ماجرا از چه قراره
یه خانوم جوون و خوشگل که یه پیرهن کوتاه سفید پوشیده بود
داشت گریه می کردو سرشو به علامت منفی به چپ و راست تکون
می داد وکنارش یه آقای خوشتیپ و قد بلند با یه بچه ریزه میزه
تو بغلش ایستاده بود و سعی می کرد راضیش کنه و بعد خانوم 
مدیر رو دیدم که دست خانومه رو دستش گرفته بود وبا لبخند از
اینکه اینجا بچشو خوب بزرگ میکنن می گفت آخرش انگار معلوم
شد که خانومه راضی شده ومرده بچشونو گذاشت روی زمین وبعد
ازکلی بوس ماچ و گریه و بغل راضی شد که بچشو بزاره و بره بعد
از رفتنشون بچه شروع کرد گریه کردن و مدیر نمی تونست آرومش
کنه 
یه نگاه به دور و برم کردم هنوز بچه ها و اون مربی خل و چله نیومده
بودن پس تصمیم گرفتم برم پیشه مدیر و اون پسره
وقتی بهشون رسیدم مدیر برگشت و با لبخند بهم نگاه کرد:اوه نگاه کی
اینجاست وی کوچولوی شیطون!!!
ببین ته هیونگ یه دوست جدید براتون آوردم خیلی کوچولو ونازه مگه نه؟
نگاهمو از مدیر گرفتم و به پسره نگاه کردم چشمای درشت مشکی و بینی 
کوچولو که نوکش یه کوچولو قرمز شده بود و لبای کوچولوی خوش فرمی که
به خاطر گریش خیلی قرمز و خوش رنگ شده بود(منحرف-_-) وسط پیشونیشم
به خاطر گریه یه کوچولو قرمز شده بود که خیلی با نمکش کرده بود تا منو دید
گریش بند اومدو آروم با پشت دستش اشکاشو پاک کرد...
خانوم مدیر با لبخند قشنگ همیشگیش گفت:آه جونگ کوک عزیز این ته هیونگه
یکی از بانمکترین و شیطونترین بچه های آموزشگاه امیدوارم برای هم دوستای 
خوبی باشین و موهای جونگ کوک رو بهم ریخت و لپه منم کشیدو رفت...
تا مدیررفت یکمی به جونگ کوک نزدیک شدم و دیدم مفش(آب بینیش^_^)
بیرون اومده خندیدم و یه دستمال تا شده کوچولو از توی جیب شلوار یونیفرمم
درآوردم وگرفتم سمتش
وی:بیا با این اشکاتو و اون مایع سزبه رو پاک کن
جونگ کوک با تعجب بهم نگاه کرد وگفت:مایع سزب چیه؟؟؟
_همون که از دماغت آویزونه 
_آه منظورت از سزب سبزه؟؟؟
_اوه آره من هیچ وقت تو عمرم نتونستم بگم سزب!!!
کوکی خندید و یدفعه خندش قطع شد و با تعجب گفت:چی؟مایع سبز؟یعنی مفم
زده بیرون؟؟؟
و بعد تند تند بینیشو پاک کرد انگار خجالت کشیده بود ریز خندیدمو گفتم:
برای چی اومدی اینجا؟؟؟
_خب چون منم مثه شما باهوشم البته اینو مامانو بابام میگن
ولی من دوست ندارم اینجا زندگی کنم من هنوز برای زندگی 
تکی کوچیکم
_اوه پسر تو خیلی حالیته از حرف زدنت معلومه چقدر باهوش
ومودبی
_اوه واقعا؟؟؟
_آره اما زندگی اینجا خیلی خوش میگذره همش بازی می کنیم
وسروصدامی کنیم نگران نباش اینجا همه باهات مهربونن درسته
بعضی اوقات دلت برای مامان و بابات تنگ میشه ولی با دیونه بازیا
مربیای اینجا یادت میره...
اوه ٬گفتم مربی٬الان کلمو میکنه حتما تا الان اومده سر کلاس باید بریم
کوکی سریع دنبالم بیا...
بالاخره به کلاس رسیدیم و دیدم به غیر از چندتا بچه ها کسی تو کلاس
نیست همه جلوی کولر ایستاده بودن و غر میزدن یهو یکی از بچه ها که
فوق العاده شیطونه البته همه ی بچه های اینجا شیطونن مارو دیدو بلند
گفت:هی هی اون دوتا رو نیگا(نگاه کن)
باصدای اون همه ی بچه ها برگشتن و به ما با تعجب نگاه کردن حتی 
پلک هم نمیزدن جونگ کوک که معلوم بود خجالت کشیده یکم سرشو
انداخت پایینو و من نزدیک شد و سمت چپه بدنشو پشته من قایم
کرد...
جی هوپ یدفعه مثه دراکولا پرید وسط وگفت:وای چه نانازه وکوکی
رو محکم از پشته من کشید بیرون و لپاشو گرفت و ازته دل کشید
جوری که همه ی دندونای کوکی معلوم بودن زدم رو دست هوپی و
گفتم:اوی دراکولا ولش کن لپاشو نکش آویزون میشن
شوگا:یا وی اینو از کجا آوردی؟
وی:از وسطه خیابون آخه از کجا آوردشم-_-
جین:نه ته هیونگ منظوره شوگا اینه که ایشون کی باشن؟؟؟
سرمو بالا گرفتم و گفتم:جونگ کوک دانش آموز جدید آموزشگاه کودکان متفکر
مری دادزد:ها؟؟؟این که هنوز خیلی کوچیکه چطور آوردنش اینجا؟اصن
وایسا ببینم چند سالته تو گردالی؟؟؟
جونگ کوک که تا الان فقط داشت با تعجب به ما نگاه می کرد 
مردمک چشماشو بین بچه ها چرخوند و گفت:اووم شیش سال
یکی از پسرا گفت:پس چرا انقدر ریزه پیزه ای؟نکنه از این بچه
نونورایی که تند تند غش میکنن؟؟؟
رفتم جلوی کوکی و دستامو باز کردم و حالت حفاظتی جلوش 
ایستادم و گفتم:بسه دیگه اذیتش نکنین امروز روز اوله کوکی
توی این مدرسس!!!
لطفا باهاش مهربون باشید
جین از بین جمعیت بچه ها اومد جلو وگفت:سلام جونگ کوک
من کیم سوک جین هستم 12سالمه وتقریبا از همه بزرگترم 
امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم 
جیمین اومد جلو و خودشو معرفی کرد و بعد گفت:کوکی؟؟
کوکی که یه ذره یخش آب شده بود با مهربونی گفت:بله؟
_اممم...چیزه....تو خیلی نازی یدفعه به جیمین یه اخم کردم
که باعث شد بره عقب...
خلاصه...
همه اومدنو یکی یکی خودشونو معرفی می کردن و کوکی با
لبخند ازشون استقبال می کرد من نمیدونم این بچه این همه
انرژی از کجا آورده آخه 
انقدر خسته بودم که نفهمیدم کی خوابم برد ....

وقتی از خواب بیدار شدم دیدم همه جا تاریکه و انگار یه جای
دیگه بودم همه چیز یه شکله دیگه بوداومدم به سمت پهلو راستم
بخوابم که به یه چیزه محکمی برخورد کردم وبلند جیغ زدم ولی سریع جلوی دهنمو گرفتم تا صدام توی اتاق نپیچه بیشتر که دقت کردم انگار یه آدم 
کنارم خوابیده بود چون خیلی تاریک بود نمیتونستم ببینم کیه
ولی آخه چطوری انقدر تاریکه؟نکنه شبه؟من که ظهر خوابیدم 
یعنی الان شب شده؟؟؟
دنباله کلید برق گشتم و آخر پیداش کردم و چراغو روشن کردم
تازه فهمیدم هیچ جا نیستم(خسته نباشی-_-)تو اتاقه خودمم
برگشتم تخته خوابو نگاه کردم دیدم کوکی یه گوشه از تختم 
مچاله شده و خوابیده چقدر نانازی بود موهای روی پیشونیشو
زدم کنار که پیشونیش عرق نکنه و بعد نگاه به ساعت کردم ساعت
نه بود یعنی الان همه دیگه خوابن ازاینکه شبا دره اتاقم باز باشه 
میترسم سریع رفتم درو قفل کردم و رفتم تو دسشویی اتاقم و
با حوصله شروع کردم به مسواک زدن وقتی داشتم دهنمو میشستم
صدای گریه  شنیدم مطمنم کوکیه لابد ترسیده تند تند دهنمو شستمو
رفتم بیرون دیدم کوکی نشسته پشته دراتاقو گریه میکنه رفتم 
سمتشو شونشو گرفتمو تکونش دادم:کوکی!یاکوکی!چته تو؟؟؟
کوکی:وی من... من میترسم من مامانمو می خوام خندیدمو گفتم:
توچقدر لوسی به خاطر مامانت گریه کردی؟؟؟من فک کردم ترسیدی
کوکی:آخه من هرشب تو بغله مامانم می خوابیدم اما حالا تنهام...
حالا چرا درو قفل کرده بودی؟فک کردم اینجا زندونیم کردن
وی:چقدر تو تخیالتی مگه اونا دیونن که تورو زندونی کنن؟وبعد نگاه به چهره مظلومش کردم لب و لوچش آویزون شده بود چشمامو بستمو گفتم:خیله خب گریه نکن امشبمو با هم بیدار می مونیم فردا
فقط کلاس بسکتبال داریم درسه خاصی نداریم هرچند که من
خیلی خوابم میاد ولی چون تو بهترین دوستمی به خاطر تو 
از خوابم میگذرم...
کوکی اشکاشو پاک کردو کلی ذوق کرد و بعد پرید توبغلم و 
دستاشو دوره گردنم حلقه کردو لپامو ماچ کردوگفت:خیلی
دوستت دارم وی توخیلی مهربونی!
اون موقع که بوسم کرد انگار یه شوک بهم واردشد !!!
شوکه محبت و مهربونی خیلی وقت بود که همچین شوکی بهم
وارد نشده بود مامانم وقتی کوچولو بودم خیلی بهم محبت
می کرد و همیشه بوسم می کرد!!!
اما انگار حسه بوسیه کوکی خیلی متفاوت تر بود...
محبت و مهربونی بیشتری توش موج میزد 
روی لپم دست کشیدمو با چهره ای خجالت زده گفتم:اوه!!!
این تنها حرفی بود که به ذهنم می رسید تا بگم 
کوکی بلند شد و گفت:خب وی حالا چه کار کنیم؟
وی:نمیدونم هر چی شما بگی کوچولو...فقط یه چیزی...
کوکی:چه چیزی....


نظر فراموش نشه خواهشا کلی جون کندم تا نوشتمش


نوع مطلب : Good days come soon 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
canada pharmacies online prescriptions
شنبه 31 شهریور 1397 07:10 ب.ظ

Very good facts. Thank you.
canadian pharmacies shipping to usa buy vistagra online safe legitimate canadian mail order pharmacies canadian discount pharmacies in canada canada vagra canada pharmacies account viagra canadiense are canadian online pharmacies safe best canadian mail order pharmacies northwest pharmacies online
http://cialisvipsale.com/
چهارشنبه 28 شهریور 1397 08:34 ب.ظ

Kudos. Helpful stuff!
buy cialis online nz cialis taglich cialis canadian drugs when will generic cialis be available legalidad de comprar cialis generic cialis pro cialis 5 effetti collaterali cipla cialis online wow look it cialis mexico cialis rezeptfrei sterreich
http://cialisvipsale.com/
سه شنبه 27 شهریور 1397 05:35 ب.ظ

Nicely put. Cheers!
cialis para que sirve cialis usa cost generic cialis tadalafil cialis herbs canadian discount cialis purchase once a day cialis viagra vs cialis vs levitra the best site cialis tablets cialis for bph we choice cialis uk
http://cialisvipsale.com/
پنجشنبه 15 شهریور 1397 06:27 ق.ظ

Awesome material. Thank you.
cialis prezzo di mercato cialis online deutschland cialis price in bangalore order generic cialis online canadian cialis cialis tadalafil online cialis 5 mg scheda tecnica cialis taglich the best choice cialis woman cialis prezzo di mercato
canadianpharmacyies.com
سه شنبه 13 شهریور 1397 10:14 ب.ظ

Many thanks! I appreciate it!
canada medications buy canadian medications 247 online pharmacies online pharmacies mexico canada online pharmacies cialis canadian pharmacy canadian online pharmacies legitimate are canadian online pharmacies safe drugs for sale in canada canadianpharmacyusa24h
http://viagraky.com/
سه شنبه 13 شهریور 1397 05:28 ق.ظ

Many thanks, An abundance of material.

buy viagra online with paypal buy viagra cheap uk buy viagra online at viagra pharmacy get viagra cheap viagra to buy online i want to buy viagra buy viagra thailand where can you buy viagra from viagra generic
Buy cialis
دوشنبه 12 شهریور 1397 09:40 ب.ظ

Appreciate it. Quite a lot of knowledge!

cialis lilly tadalafi cialis 20 mg best price the best choice cialis woman cialis kaufen american pharmacy cialis cialis lowest price cialis generico online generic cialis cialis cipla best buy cialis 05
cialis tadalafil 20mg tablets
دوشنبه 22 مرداد 1397 03:21 ب.ظ

Regards, Excellent stuff!
acheter du cialis a geneve buy original cialis cialis e hiv cialis generika interactions for cialis how does cialis work overnight cialis tadalafil what is cialis cialis et insomni tadalafil 10 mg
Cialis 20 mg
دوشنبه 7 خرداد 1397 04:30 ق.ظ

Wow tons of amazing advice.
where do you buy cialis purchasing cialis on the internet buying cialis in colombia cialis savings card cialis generico milano achat cialis en europe tadalafil 20 mg generic cialis soft gels cialis 20 mg effectiveness are there generic cialis
купить спортивную резинку киев
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 12:37 ب.ظ
bodbonds фітнес резінка
резиновые петли для тренировок купить украина
фитнес резинки днепр
резина для фитнеса пром юа
резинки для фитнеса черновцы
Buy generic cialis
جمعه 7 اردیبهشت 1397 08:28 ب.ظ

Thank you, Loads of tips!

cialis arginine interactio cialis tablets australia precios de cialis generico cialis authentique suisse acheter du cialis a geneve we use it 50 mg cialis dose canadian cialis cialis mit grapefruitsaft sublingual cialis online buy cialis uk no prescription
Viagra pills
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 07:59 ق.ظ

Kudos. I value this!
cheap viagra online uk where can i buy viagra from buy real viagra viagra for sale buy viagra without prescription uk buy viagra online cheap uk viagra buy viagra buy without prescription online buy viagra online nz viagra online cheap uk
Cialis 20 mg
جمعه 17 فروردین 1397 11:39 ب.ظ

Regards, Helpful stuff.
best generic drugs cialis tadalafil tablets cialis super acti generic cialis at walmart cialis canada tadalafil 20mg cialis en mexico precio cialis australia org cialis 30 day sample cialis prices
Buy generic cialis
دوشنبه 28 اسفند 1396 03:17 ق.ظ

Information nicely utilized!.
buying cialis in colombia cialis 100 mg 30 tablet cialis daily buy cialis uk no prescription cialis online napol does cialis cause gout usa cialis online brand cialis nl cialis professional yohimbe tadalafil tablets
How much does it cost to lengthen your legs?
شنبه 1 مهر 1396 05:32 ب.ظ
Superb website you have here but I was wanting
to know if you knew of any community forums that cover the same
topics talked about in this article? I'd really like to be a
part of online community where I can get feedback from other experienced individuals that share the same interest.
If you have any recommendations, please let me know. Appreciate it!
How did the Achilles tendon get it's name?
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:10 ب.ظ
This web site truly has all the info I needed about
this subject and didn't know who to ask.
What do eccentric heel drops do?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:17 ب.ظ
It's remarkable to pay a visit this web page and reading the views
of all colleagues concerning this post, while I am also
keen of getting knowledge.
foot pain gout
دوشنبه 19 تیر 1396 04:10 ق.ظ
Exactly what I was searching for, appreciate it for putting
up.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:55 ق.ظ
Hello everyone, it's my first pay a quick visit at this web site, and paragraph is genuinely fruitful in support of me, keep
up posting these types of posts.
samin
پنجشنبه 21 بهمن 1395 02:45 ب.ظ
عجیجم ازهمون اولش جیمینوبدنگاه كرد
sohaii
جمعه 7 آبان 1395 10:52 ق.ظ
عرررررر خیلیییییی باحاااالهههه
اووخی کوکی ناز گریعوو
پاسخ Asra Dn : و مفو
M
سه شنبه 6 مهر 1395 03:52 ق.ظ
اینا کارشونو از بچگی شروع کردن، یکم زود نیست ایا ؟؟؟
پاسخ Asra Dn : به جاهای تنگ نرسیده هنوز
سایه
دوشنبه 15 شهریور 1395 05:13 ب.ظ
خیلی جالبه
پاسخ Asra Dn :
Aynaz
سه شنبه 2 شهریور 1395 08:44 ب.ظ
ey jawnam Vkook eshqmeeee
پاسخ Asra Dn : منم وی کوک خیلی دوست دارم
Vkook is real
kimi
یکشنبه 31 مرداد 1395 04:36 ب.ظ
love youuuuu gooood
پاسخ Asra Dn : منم دوست دارم عشخولم ممنون که به من لطف داری و نظر میذاری
negin
شنبه 30 مرداد 1395 02:09 ب.ظ
اخی ای جانم عزیزم.خیلی خوب بود دستت درد نكنه عالی بود
پاسخ Asra Dn : قابل روی گل شمارو نداره خانومی
Mahya
شنبه 30 مرداد 1395 06:31 ق.ظ
میشه بگی چن وخ ب چن وخ میزاری؟
پاسخ Asra Dn : روزای زوج عزیزم
زهرا
جمعه 29 مرداد 1395 05:35 ب.ظ
وااای اون قسمته مفارو خیلی دوس داشتمممممممادامشو زودتر اپ کن همگی منتظریم
maryam
جمعه 29 مرداد 1395 05:00 ب.ظ
وای خیلی خنده دار بود
کوکی خیلی کیوته
وی هم که عشمه
پاسخ Asra Dn : همشون عشق منن
Parnia
جمعه 29 مرداد 1395 03:10 ب.ظ
Vaiiie kookie baisam
Agha kookie az hame gonde tare o zoresh bishtare to fic ha hamishe kocholo lose
thanksawlii
پاسخ Asra Dn : آره تازه بدنشم از همه نرمتره
اما چون قیافش لوسه و مکنه گروه همیشه کوچولو و لوسه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30