تبلیغات
The Biggest Bts FanFiction - good days come soon_3

!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

good days come soon_3

نویسنده :Asra Dn
تاریخ:دوشنبه 1 شهریور 1395-12:24 ق.ظ

خب برو بچ گل به خاطر گل روی شما وتاخیری که داشتم
امروز دوقسمت از فیکو آپ میکنم به شرط اینکه شما خوشگلا
هم زرنگی نکنین و نظر بزارین و اما...
متاسفم به خاطر تاخیر ...
حالا برید برای قسمت سوم عشخولیای من...

وی:خب برام کامل تعریف کن چه جوری سر از اتاق من درآوردی؟؟؟
جونگ کوک یه نگاه بهم انداخت و شروع کرد با دکمه ی پیرهنش
یونیفرمش ور رفتن ودرحالی که سرش پایین بود گفت:خب راستش
خانومه کیم بعد از ظهر که تو خواب بودی بهم گفت که مامان و
بابام بدونه اینکه قبلا به بهشون اطلاع بدن منو آوردن اینجا واونا 
آمادگی نداشتن و هیچی رو کامل نکرده بودن و اتاق منم هنوز 
کامل نشده و آماده نیست وگفت امشب پیشه اون بخوابم ولی 
وقتی خوابیدم پیشش یه حسه بدی داشتم و راحت نبودم تادیدم
خوابه تند تند دویدم و اومدم پیشه تو...
وی:من؟خب...حالا چرا من؟
جونگ کوک:چون من با تو راحتترم تو خیلی مهربونی و مراقبه 
منی و من خیلی دوست دارم...
از ذوق داشت نیشم شل میشد ولی جلو خودمو گرفتم و وگفتم:
خیلی خب در ضمن اون دکمه رو کندی دیگه٬ولش کن...
جونگ کوک سریع دستشو کشید کنارو گفت:اوه باشه
رو تخت دراز کشیدم و با دستم چند بار پشت سر هم زدم روی 
بالشت جفتیمو گفتم:کوکی٬بیا اینجا دراز بکش می خوام یه
چیزی نشونت بدم کوکی سرشو آورد بالا و نگام کرد بعدش 
چهاردست و پا سمته بالشت رفت و خوابید و ملافه روهم
روی خودش کشید ...
درحالی که به سمته پاتختیم خم شده بودم گفتم:کوکی تو
خواهر و برادرم داری؟؟؟
جونگ کوک:آره چند وقت دیگه به دنیا میاد...
یدفعه ذوق زده شدمو خواستم سریع برگردم سمته کوکی 
که سرم محکم خورد به لبه تاج تخت...
کوکی سریع ملافه روشو زد کنار و از جاش پرید:یا(هی)
وی چی شدی تو؟؟؟
درحالی که سرمو ماساژ میدادم گفتم:ای بابا این دیگه
چه سوالیه؟؟؟کور نیستی که میبینی سرم خورد به تخت...
کوکی:اوه ببخشید درد داره؟؟؟
وی:نه بابا تیر که نخوردم فقط همون لحظه که سرم
خورد به تخت درد داشت الان خوبم نگران نباش...
کوکی:آه خوبه خب حالا چی می خواستی بگی
که اینجوری شد؟؟؟
وی:هیچی فقط خواستم بگم خوشحالم که داری
داداش میشی...
کوکی:واقعا؟؟؟خب تو چی ؟؟؟خواهر یا برادر نداری؟؟؟
وی:خب راستش نه من مثه تو خوش شانس نیستم
بعد از گفتن این جمله دوباره خم شدمو آلبومو از کشوی
پاتختیم درآوردم وسمت کوکی گرفتم...
جونگ کوک:وی...این چیه؟؟؟
وی:آلبوم خانوادگیم راستش تا حالا به کسی نشونش ندادم
تو اولین کسی هستی که اینو میبینی
بعد از گفتن این جمله دستامو گرفتم بالا و قلنجامو شکستم
و دراز کشیدم و به کوکی از پشت نگاه کردم...
در حالی که داشت عکسارو می دید با ذوق برگشتو گفت:
وی؟؟؟این... تویی؟؟؟
_خب آره دیگه پس کیه؟؟؟
_آخه خیلی بامزه بودی^_^
_مگه الان بی مزم که میگی آخه خیلی بامزه بووددی؟؟؟
کلمه آخرو با کشش خاصی گفتم
کوکی:اوه نه نه نه
وی:نه؟؟؟؟
کوکی:آره ٬یعنی نه 
وی:بالاخره آره یا نه؟؟؟
کوکی:ای بابا منظورم اینه از همون اول بامزه بودی
وی:آهان خب آره
کوکی:اینا کین؟؟؟
وی:مامان و بابام
کوکی:اوه ته هیونگ تو خیلی شبیه باباتی پس یعنی
بزرگ شی از اونایی میشی که دخترا برات غش میکنن درست
مثه تو فیلما که دخترا پسر خوشگلا رو میبینن غش میکنن
وی:یا تو چرا انقدر مثه بزرگا حرف میزنی؟؟؟
کوکی شونه هاشو بالا انداخت و آلبومو داد دستم :خیلی
خوشم اومد تو و خونوادت واقعا فوق العاده این(بچه نیم
وجبی چه ادبی داره خدایی یاد بگیرین)
به کوکی لبخند زدمو تشکر کردم به صورتش نگاه کردم...
چه لپای درشت و سفتی داشت معلومه کسی تاحالا بهشون
دست نزده که انقدر سفت موندن شبیه شیرینی خامه این
خیلی حرصمو درآورده دلم می خواد با مشت بزنم تو لپاش
(بیچاره کوکی بچم)
چون نمیشد این کارو بکنم لپاشو گرفتم و ازته دل کشیدم
خب کوکی بریم مسواکامونو بزنیم  و شیرمونو بخوریم بعد
حرف میزنیم 
کوکی لپاشو باد کرد و گفت:اوهوم باشه
من کلا عادتمه خیلی با حوصله و طولانی مسواک میزنم اما

کوکی خیلی سریع مسواکشو زدو شیرشو خورد و رفت...

وقتی شیرمو تموم کردم با زبونم دوره دهنمو پاک کردم ورفتم
سمته تخت که دیدم کوکی لبه پنجره نشسته و داره ماه رو
نگاه میکنه و با خودش حرف میزنه یکم رفتم عقب تا نبینم
و به حرفاش گوش دادم...
جونگ کوک:سلام ماه کوچولو خوبی؟من جونگ کوکم...
جءون جونگ کوک...
تو میدونی مامانه من کجاست؟؟؟
من پسرشم بهش بگو دلم براش خیلی تنگ شده ولی
نگرانه من نباشه من خوبم...
راستی اینجا با یه فرشته مهربون دوست شدم...
اسمش ویه من خیلی دوسش دارم چون
مثه مامانم همیشه مراقبه و منو دوست داره 
مطمنم دوستای خوبی برای هم میشیم...


وای خدای بزرگ این چقدر شیرین زبونه دلم می خواد 
بخورمش رفتم سمتش که با دیدن من جا خورد و 
سریع پرید پایین:اومو وی کارت تموم شد؟؟
وی:آره بیا بریم تا سوپرایزت کنم
کوکی:سوپرایز؟؟؟وااای حالا چیه؟
عقب عقب رفتمو درحالی که روم به جونگ کوک بودو
پشتم به تخت نشستم کنار تختو کشوی تختمو باز کردم و
پی اس پیمو در آوردم و پشتم قایم کردم و رفتم نزدیک
جونگ کوک و یدفعه از پشتم کشیدمش بیرون:
دیرین دیرین ....
کوکی پی اس پیو از دستم گرفت و گفت:این چیه؟؟؟
وی:پی اس پی کلی بازی موتور سواری و ماشین بازی و
جنگی توش ریختم...
کوکی با ذوق یه نگاه به پی اس پی کردوگفت:هورااا
و بعد دوید سمته تخت و خوابید و شروع کرد به موتورسواری
خوب بلد نبود بازی کنه و خستش شده بود و پی اس پی
رو داد دستم و گفت:اووووف بیا خودت بازی کن من نگات میکنم
بهش لبخند زدمو و پی اس پی رو ازدستش کشیدم بیرون:اوکی
و شروع کردم به بازی تقریبا یه پنج دقیقه ای گذشته بود که
یه حرکت باحال زدم و داد زدم :اوه کوکی تو هم دیدی؟؟؟
کوکی؟یا کوکی
برگشتم دیدم سرشو گذاشته رو شونمو و یکی از پاهاشو رو پام 
گذاشته و خوابیده بهش لبخند زدمو پی اس پی رو گذاشتم
رو پاتختی و ملافه رو کشیدم رو خودم و اونقدر به برنامه ریزی
برای فردا فک کردم که نفهمیدم کی خوابم برد...
نظر بر همگی واجب می باشد
حتی شمادوسته عزیز...



نوع مطلب : Good days come soon 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
How long does Achilles tendonitis last for?
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:42 ب.ظ
I simply couldn't go away your web site before suggesting that I really loved the usual information a person supply to your guests?
Is going to be back regularly to inspect new posts
foot issues
شنبه 18 شهریور 1396 03:54 ق.ظ
My partner and I stumbled over here different web page and thought
I might check things out. I like what I see so i am just following you.

Look forward to exploring your web page repeatedly.
feet issues
شنبه 18 شهریور 1396 03:52 ق.ظ
You have made some really good points there. I checked on the web to
find out more about the issue and found most people will go along with
your views on this website.
How can you get taller in a week?
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:35 ب.ظ
Thanks for sharing your thoughts on How do you get taller in a day?.
Regards
http://flippantbedding85.jimdo.com/
جمعه 13 مرداد 1396 01:17 ب.ظ
Hello, all the time i used to check webpage posts here early in the break of day,
because i like to find out more and more.
Foot Issues
سه شنبه 3 مرداد 1396 09:20 ب.ظ
Hello, i feel that i noticed you visited my website so i
got here to go back the want?.I am trying to find things to
enhance my web site!I suppose its ok to make use of a few of your ideas!!
http://jarvisjpfmylzcvz.unblog.fr
شنبه 31 تیر 1396 05:22 ب.ظ
Hello, I do believe your blog could possibly be having
web browser compatibility issues. When I take a look at
your website in Safari, it looks fine however, if opening in I.E., it's got some overlapping issues.
I just wanted to give you a quick heads up! Other than that, excellent website!
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:57 ب.ظ
I know this site gives quality dependent articles or reviews and other stuff,
is there any other website which provides such stuff in quality?
نگار
جمعه 18 فروردین 1396 02:21 ق.ظ
وااااااااااااای عزیزم چقدر عشقن اینا عاشق فیات شدم خییییییییلیییییییییییی خوبه
samin
پنجشنبه 21 بهمن 1395 02:52 ب.ظ
من جیمینوخیلی دوست میدارم امااین دوتاهم خیلی باحالن
sohaii
جمعه 7 آبان 1395 11:01 ق.ظ
وااایییییییی کوکیوووو واقعا با فرشته هیچ فرقی ندااارههههه
پاسخ Asra Dn : جیگره
M
سه شنبه 6 مهر 1395 04:01 ق.ظ
عالیهههه
پاسخ Asra Dn :
سایه
دوشنبه 15 شهریور 1395 05:14 ب.ظ
پاسخ Asra Dn :
kimi
چهارشنبه 3 شهریور 1395 02:31 ق.ظ
her her her
Aynaz
سه شنبه 2 شهریور 1395 08:53 ب.ظ
kheyli bamazzzaassssss
V vay fereshte va V
in az 8 salegi inqad sheytune ru kookie chech dare bozorg beshe chi mishe
پاسخ Asra Dn : بزرگ بشه یه چیزی میشه که کف کنی
negin
سه شنبه 2 شهریور 1395 08:25 ب.ظ
ای جانم .
ویكوك ایز رلللللل
عالی بود
پاسخ Asra Dn : مرسی نگینم خیلی لطف کردی خوندی و نظر گذاشتی
parisa
دوشنبه 1 شهریور 1395 08:44 ب.ظ
خخخ کوکی من
پاسخ Asra Dn : واقعا دوست داشتنیه
mobina
دوشنبه 1 شهریور 1395 05:26 ب.ظ
ویکوک ایز مای استایل عالی بود اونی
پاسخ Asra Dn : تو استایله منم هست خیلی هم زیاد هست
مرسی اونی جونم
الهام
دوشنبه 1 شهریور 1395 05:24 ب.ظ
اینا چقدر نانازن
خخخ وی دختر کش
پاسخ Asra Dn : خیلی...
نمیبینی همه طرفداراش دخترن؟؟؟
زهرا
دوشنبه 1 شهریور 1395 03:34 ب.ظ
آجی خیلی خوب مینویسی
من عاشقه ویکوکم مرسی
پاسخ Asra Dn : مرسی از لطفت عزیزم
قابله روی ماهتو نداره
Parnia
دوشنبه 1 شهریور 1395 02:14 ب.ظ
Vaie Kookie che bamaza
Awli
پاسخ Asra Dn : آره خودم بعضی اوقات دلم می خواد بخورمش
اری
دوشنبه 1 شهریور 1395 01:20 ب.ظ
سلام خوب شدی؟
خدای من این قسمت عالی بود
ویکوک فایتینگ
پاسخ Asra Dn : سلام عزیزه دلم بله الان عالیه عالیم
ممنون عشخولم بعد از ظهرم قسمته چهارمو میزارم
...
دوشنبه 1 شهریور 1395 12:53 ب.ظ
وای چقد بانمکن مخصوصا کوکی چه نازن الهیی فداشون شم
پاسخ Asra Dn : خدا نکنه فداشون شی عزیزم اونوقت کی نظر بزاره؟
واقعا دوست داشتنین
ارتان
دوشنبه 1 شهریور 1395 12:52 ب.ظ
تو این داستا مثلث عشقی هم هس؟وای من عاشقشم ممنون !
پاسخ Asra Dn : ای بابا نمیشه که بگم اونوقت دیگه فیک معنی نداره
قابلتو نداره
علی
دوشنبه 1 شهریور 1395 12:50 ب.ظ
فیکت خیلی عالی هس فقط یکم بچه گونه هس یکم بزرگ شن عالی میشن راستی خدا رو شکر سرماتون خوب شد
پاسخ Asra Dn : ممنون انشالله که بزرگ‌میشن
مرسی که به فکرم هستین شما ها واقعا فوق العاده این
هستی
دوشنبه 1 شهریور 1395 12:47 ب.ظ
اخخخخخییی عزیزم !وی من قدر شوق زده شده !راستی بعد از این که فیکت تموم شد دوباره فیک میزاری؟
پاسخ Asra Dn : آره بچم عاشقه دیگه
اگه چیزه خوبی به ذهنم رسید چرا که نه با حمایت خوبه
شما میزارم
ندا
دوشنبه 1 شهریور 1395 12:45 ب.ظ
شلام شلام کوکی خیلی بچه هست بامزه هم هس بس کی اینا بزرگ میشن ؟؟؟
اخ جووون دو قسمت !میسی
پاسخ Asra Dn : شلام عزیزه دله من دعا کنین بزرگ شن
با این وضع خورد و خوراک کوکی فک کنم زود بزرگ شه
سارا
دوشنبه 1 شهریور 1395 12:22 ب.ظ
خدایا چرا اینا انقدر ملوسن؟؟؟
نامجون(خخخخ)
خیلی باحال بود لایک
پاسخ Asra Dn : نمیدونم چرا
آره بچم احساسیه
خواهش میکنم
maryam
دوشنبه 1 شهریور 1395 11:55 ق.ظ
الهی کوک‌ کوچولو من
پاسخ Asra Dn : واقعا دوست داشتنیه
Mahya
دوشنبه 1 شهریور 1395 06:40 ق.ظ
مگه نگفتی دو قسمت من تا ۱۲بیستر نیستمااااا بزار دیگه
پاسخ Asra Dn : دیشب بعد قسمت سوم سریع قسمت چهارمم تایپ کردم ولی تا خواستم ارسال کنم دستم خورد به یه چیزی کامل پاک شد بعد از ظهر قسمت چهارمو حتما میزارم چون قول دادم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30