تبلیغات
The Biggest Bts FanFiction - delict pt6

!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

delict pt6

نویسنده :AYNAZ K.T.H(V.F.S.S)
تاریخ:جمعه 5 شهریور 1395-01:05 ق.ظ


آروم از رو تخت بلند شدم و خمیازه بلندی کشیدم اونطور ک یادمه امروز اولین روزه کاریمه پس بلند شدم و تو اتاق جدیدم دنبال دنبال کمد گشتم! بعد پیدا کردن کمد لباس کاری رو ک وی گفته بودو دیدم! از تو کمد درش آوردم یه پیرهن سفید شلوار کتان مشکی با یه جلیقه سیاه و دستمال گردن سیاه با راه های قرمز و در نیهایت کفش های مشکی! ب لباسای کج و ماکجم خیره شدم تی شرت زرد و شلوار قهوه ای ک زیادم نو نبودن! لباسامو در آوردم و لباسای کارمو تن کردم تو آینه کمی موهامو عقب دادم و صورتمو با یه سطل آبی ک اونجا بود شستم و بعد خشک کردن صورتم با یه حوله تو آینه ب خودم نگاه کردم! تا حالا اینقدر از خوشتیپی خودم مطمعن نبودم ! سعی کردم لبخندمو حفظ کنم و بعد چند تق توق درو باز کردم و وارد یه راهروی طولانی شدم! از اونجایی ک دیشب زیاد خوش نبودم اصلا متوجه نمای اینجا نشدم! گرچه ظهر بود ولی این راهرو برای روشناییش چراغای زیادی رو روشن گذاشته بود!!


از خیره شدن ب در و دیوار چوبی دست
برداشتم و از پله ها پایین اومدم ک.... با صحنه ی عجیبی مواجه شدم چندین پسر ک عین منم لباس پوشیده بودن مشغول چیدن بطری های مشروب بودن و چند تا دختر ک لباساشونم لباس حساب نمیشد رو سن مشغول تمرین رقص بودن! مدتی با خودم کلنجار رفتم و بالاخره تونستم موقعیتی ک توشمو حضم کنم!من قرار بود تو یع بار کار کنم!!!! :اهم! با صدای یه مرد برگشتم یا بهر بگم یه پسر چهار سونه قد بلند با لبای تپل چهره ای جذاب و موهایی ک خیلی شیک بالا داده شده بودن! :بله؟ نمیدونم چرا موذب بودم ولی خنده ی پسر حس خوبی بهم داد:انگار خیلی شوکه شدی! با نوک انگشتم سرمو خاروندم:حقیقتشو بگم بله شوکا شدم انتظار نداشتم همچین جایی کار کنم! :ولی متاسفانه فقط اینجا رو دارم چه بخوای چه نخوای! با صدای آشنای وی نیم رخمو چرخوندم! با یه جلیقه طوسی و پیرهن و شلوار سفید و کفشای کتونی طوسی کنارم ایستاده بود! :متوجه ای؟ متوجه شدم چند لحظست بهش خیره شدم:آآره فقط من با کار اینجا آشنا نیستم! و ناخوآگاه گرم شدن لپامو حس کردم! وی اخم کرد و کنار اون یکی پسر ایستاد:تو قرار نیست کاری انجام بدی! و آهی کشید و از پسره خواست توضیح بده! پسره لبخند زد:خب تو فقط خدمات میرسونی اونم نه مشروب خدمات تو قبل شبه و در ضمن شبا بیرون نیا و تو اتاقا فضولی نکن تا برای مهمونا مزاحمت ایجاد نشه ! لبمو غنچه کردم:آها پس.. پسره دوباره خندید:پس تو لازم نیست کاری موقع پارتی انجام بدی فقط قبلش! 


سرمو تکون دادم نمیدونستم پرسیدن اسمش واجبه یا نه پس پرسیدم:شما کارفرمای منید! پسره دستشو بلند کرد و باعث شد سرمو برگردونم و با یه پسره بلند قد و لاغر مواجه شم:این کارفرماته! پسره ی قد بلند خندید:من نام جونم یا بهترش میشه رپ مان در واقع من خواننده ی این بارم هستم! پسره اومد جلو:راستی من جین هستم معاون این لنگ دراز! و دوباره خندید! لبخند زدم:خب پس چیکار کنم الان! جین ب چند تا جعبه مشروب اشاره کرد:از باز کردنشون شروع میکنیم! دوباره سرمو تکون دادم و ب سمت جعبه ها رفتم! اولین جعبرو ک باز کردم حس سرگیجه عجیبی سراغم اومد کم کم متوجه شدم مشروب انگور بود چون من ب همه چی انگور حساسیت دارم! ترجیح دادم اعتراض نکنم و شیشه های مشروبرو از تو جعبه بیرون آوردم!حالا نوبت جعبه دومی بود و کم کم سومی و چهارمی ..................بعد چند ساعت: ساعت تقریبا هفت بود و من احساس خیلی بدی داشتم دیگه کم کم از بوی مشروب های انگور داشتم خفه میشدم از شانسمم مشروب دیگه دستم ندادن و از ظهر با اینا سرو کله میزنم... ب دیوار تکیه کردم و سرمو فشار دادم دیگه واقعا داشتم بالا میاوردم ک با صدای جین ب خودم اومدم:از کمتون ممنون میتونید برید! از رو خستگی آهی کشیدم و جلیقمو در آوردم و رو شونم انداختم و ب سمت پله ها رفتم؛سرمو ک بلند کردم متوجه شدم جینم داره از پله ها پایین میاد با خودم گفتم حتما با صد تا دختر خوابیده از صبح ک اینجا پلاسه خدا ب شبش رحم کنه... با فک کردن ب وی و یه دختر دیگه خندم گرفت ک ناگهان افتادم رو پله ها.. چشمامو ک بتز کردم وی در فاصله نزدیکی دستمو گرفته بود:چت شد یهو؟ در حالی ک سرمو فشار میدادم سعی کردم بلند شم:چیزی نیس خوبم ب خاطر بوی انگوره! وی چیزی نگفت و بعد اینکه بلند شدم وارد اتاق شدم! خودمو رو تخت ولو کردم و سرمو رو بالش فشار دادم... جلیقه رو یه گوشه اتاق پرت کردم و سرمو با دستام گرفتم... شعی کردم نفس بکشم ولی این سردرد هرلحظه شدیدتر میشد...! صدای باز شدن درو شنید اینقدر سرم درد میکرد ک ترجیح دادم ب این صدا توجهی نکنم ک با حس دو دست اضافی رو پشت سرم کمی نیم رخ شدم... میتونستم چهره ی وی تشخیص بدم:چیزی شده!


همچنان اخم کرده بود:اگه ب چیزی حساسیت داری کافیه بگی! سرم اینقدری درد میکرد ک حوصله نصیحت و کل کل نداشته باشه پس با یه معذرت خواهی تمومش کردم:ببخشید! :همه چی رو نمیشه با معذرت خواهی تمومش کرد! و از کمرم گرفت و بلندم کرد:چشاتم باز کن! چشمامو باز کردم و یه قرص و یه لیوان آب دیدم! وی:بخور! قرصو گرفتم:برا چیه" وی چپلکی نگام کرد:برا اسهال خب برا حساسیته بخور! :آهان ! و قزصو گرفتم و خوردم :ممنون! وی از جاش بلند شد و یه کلید گذاشت رو تخت:شبا درو قفل کن مهمونا اشتباه میان اتاق تو بد میشه نیان بهتره! :چرا آخه! وی دوباره چپلکی نگام کرد ولی اینبار از اتاق خارج شد و زیر لب چیزایی رو زمزمه کرد:واقعا احمقی!!



اینم از آخرین فیک روز 5شنبه
بریم جمعه


نوع مطلب : delict 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
резинки для фитнеса черновцы
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 01:08 ق.ظ
резинка для ног фитнес дешево
петля для фитнеса
набор резиновых петель для тренировок
2 шт усилие 16 39 кг и 23 57 кг
ленты для фитнеса
regbnm abnytc htpbyrb
Cialis online
شنبه 18 فروردین 1397 12:20 ق.ظ

You've made your position very clearly!.
5 mg cialis coupon printable india cialis 100mg cost only best offers 100mg cialis cialis online napol cialis generico in farmacia cialis kamagra levitra cialis patent expiration cialis vs viagra cialis 5 mg schweiz cialis patentablauf in deutschland
Online cialis
جمعه 3 فروردین 1397 10:25 ب.ظ

Regards, I value this.
cialis tadalafil online wow cialis 20 cialis generique 5 mg cialis prezzo al pubblico cialis generika in deutschland kaufen cialis et insomni cuanto cuesta cialis yaho cialis great britain cialis 5 effetti collaterali overnight cialis tadalafil
Cialis online
دوشنبه 28 اسفند 1396 04:06 ق.ظ

Regards. An abundance of content!

india cialis 100mg cost generic cialis with dapoxetine try it no rx cialis cialis patent expiration side effects of cialis cialis ahumada cialis lilly tadalafi cialis rezeptfrei cialis generic tadalafil buy cialis en mexico precio
Can Pilates make you look taller?
شنبه 1 مهر 1396 06:05 ب.ظ
You ought to be a part of a contest for one of the best websites online.
I most certainly will highly recommend this website!
What do you do for a strained Achilles tendon?
یکشنبه 26 شهریور 1396 10:26 ب.ظ
Great work! This is the kind of information that should be shared around the web.

Shame on Google for not positioning this publish upper! Come on over
and talk over with my website . Thanks =)
How much can you grow from stretching?
دوشنبه 30 مرداد 1396 09:53 ق.ظ
Hiya! Quick question that's totally off topic. Do you know how to make your site
mobile friendly? My web site looks weird when browsing from my
apple iphone. I'm trying to find a template or plugin that might be able to fix this problem.
If you have any recommendations, please share. Thanks!
Can you increase your height by stretching?
سه شنبه 17 مرداد 1396 03:42 ق.ظ
If you would like to increase your knowledge just keep
visiting this site and be updated with the newest information posted here.
Hannah
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:23 ب.ظ
یا خدا
http://alessandragrahm.weebly.com/blog/hammertoe
سه شنبه 6 تیر 1396 06:18 ق.ظ
It's great that you are getting thoughts from this post
as well as from our argument made at this time.
Tanisha
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:12 ق.ظ
If you are going for finest contents like I do,
only go to see this web site everyday for the reason that it provides feature contents, thanks
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:12 ب.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo News.
Do you have any suggestions on how to get listed in Yahoo
News? I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thanks
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:33 ق.ظ
Hello Dear, are you genuinely visiting this website daily, if
so then you will definitely obtain nice experience.
samin
سه شنبه 26 بهمن 1395 08:49 ب.ظ
خوشم اومده كلاخركیفم
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
sohaii
شنبه 22 آبان 1395 02:30 ب.ظ
اووووخی کوکی کوچولوی حساس احمق خخخخ بهش مویادا
سایه
پنجشنبه 11 شهریور 1395 02:42 ب.ظ
هر قسمت داره قشنگ تر میشه
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : mrC aZzm
هستی
دوشنبه 8 شهریور 1395 11:54 ب.ظ
وایییییییییییییییییییییییی ویکوک عالیییییه
قسمت بعدی
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : mrc chashm
Mahsa
دوشنبه 8 شهریور 1395 05:24 ق.ظ
وایییی خیلی باحاله رئیس بودن به وی خیلی میاد
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : MrC AZzm are v jedddiii
اری
شنبه 6 شهریور 1395 08:32 ب.ظ
وایییییی وی بهش میاد رئیس باشه خیلی جذابه لطفا ادامه ده مادررر مرسییییییییی
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : vayyyy V tu in fic ye obohati dare keeeeeeeee
man har parte in fic fana mirm fekkon
negin
شنبه 6 شهریور 1395 01:27 ق.ظ
عرر تو خماری موندم
كلی داستان همزمان دارم میخونم مغزم كم كم داره عرور میده
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
are tanavo ziade adam ficro qati mikone ama 2-3 khate avalomikhuni yadet miad kudum bude
mn k injuriam toro nmidunm
kimi
جمعه 5 شهریور 1395 11:38 ق.ظ
اوخ بیبخشید دوبار نظرم اومد

من اول نظر میذارم بعد میخونم چون اونطوری یادم میره نظر بوگوذارم
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : are manam bishtar mavaqe yadam mire
kimi
جمعه 5 شهریور 1395 11:37 ق.ظ
هوراااا اولین نظر
asra dn
جمعه 5 شهریور 1395 03:18 ق.ظ
آخخخ من زودتر از تو خوندم گفتم نظر بذارما نذاشتم حالا پشیمونم ای بلا تو زودتر گذاشتی
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) :
kimia vs asra
kimi
جمعه 5 شهریور 1395 02:29 ق.ظ
هوراااا اولین نظر
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : avrin aZzm fighting
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر