تبلیغات
The Biggest Bts FanFiction - good days come soon_21

!!!!!!!!!!FIGHTING!!!!!!!!!!

good days come soon_21

نویسنده :Asra Dn
تاریخ:شنبه 11 دی 1395-08:03 ق.ظ

سلام سلام...
Im comebackحال و احوالتون چطوره؟؟؟میدونم خیلی وقته که آپ نکردم و این وظیفم بوده ولی خب درس داره به همه چیزم لطمه میزنه(^_^)من فردا امتحان ریاضی دارم و درحال خوندن بودم که یهو دلم هوای آپ کردن کرد...
البته یه چیزی هم بگم من توی این مدت توی یکی از چنلای تلگرام یه فیک محشر آپ میکردم که الان فعلا موقع امتحانا آپش متوقف شده و بعد امتحانا دوباره آپ میکنم اون فیک خیلی قشنگتر از این فیکمه و هر کسی دوس داره بخونش میتونه به این چنل با این آدرس بیاد...
آدرس:@bts_fanfic
اسم داستانممi wish you yo be mineهستش و با همین هشتگ میتونین پیداش کنین و نظراتتون رو بگین!
ممنون از انرژی!
قسمت بیست و یکم
تهیونگ در حالی که قدم میزد هندزفری رو توی گوشش محکم کرد و به پشت سرش نگاه انداخت و دستاشو تو جیبش کرد و لبه ی جدول نشست...
به خیابونا و مردم خیره بود که متوجه لرزش گوشیش شد....
قسمت سبز رنگ گوشی رو لمس کرد و صدای جیمین توی هندزفری پخش شد...
_هی تهیونگا همه چی آمادست تاشب منتظر باش!
تهیونگ سری تکان داد و گوشی را قطع کرد و با پوزخند به مسیر خودش ادامه داد...



جی هوپ دستش رو زیر چونش تکیه زد و به جیمین که سخت مشغول کار بود نگاهی انداخت وگفت:مطمنین میخواین این کارو انجام بدین؟؟؟
جیمین در آخرین بطری رو هم سفت کرد  و درحالی که از زور زدن قرمز شده بود گفت:خربازیای تهیونگ رو نمیشناسی؟؟؟ولی خب...لابد یه چیزی توی اون کله پوکش هست که بشه باهاش جونگ کوکو نجات داد!
جی هوپ آه بلندی کشید و بطری رو از دست جیمین و قاپید و سغتش کرد و انداختش جلوی جیمین و مسیرش رو توی راهرو پیش گرفت...


تهیونگ نگاهی به نمای ساختمان از دور انداخت و سوت بلندی کشید و بعد به سینه ی جیمین زد و گفت:هی پسر عجب ساختمون توپی...
جیمین سری تکان داد و گفت:فعلا که قراره این ساختمون و آدماش برن هوا دیگه قشنگیش به چه دردی می خوره آخه!!!
تهیونگ نگاهی به جیمین کرد و گفت:همه چیز آمادست؟؟؟
نامجون از پشت سره جیمین گفت:آماده ی آماده!!!
تهیونگ لبخندی به نامجون زد...ای کاش میتونست این همه کمک رو جبران کنه...اونا همیشه و هرجا باهاش بودن...هرجا!!!حتی توی بدترین و بهترین شرایط...غم و شادی...ترس و آرامش....
با این فکرا زبونش چرخید و گفت:برای همتون جبران میکنم!!!
جی هوپ پس گردنی نثار تهیونگ کرد و گفت:نمی خواد جبران کنی بپر برو سره نگهبانا رو گرم کن تا ما اون کوفتیو بیاریم بیرون و بعدشم خلاص...
تهیونگ پشت گردنش رو نوازش کرد وگفت:خیلی خب بابا!!!



جین درحال قدم زدن توی راهروهای بیمارستان بود که دید پرستارا و دکترا دارن به سمت راهرو با سرعت میدون...
با تعجب نگاهی بهشون کرد و شانه بالا انداخت و به سمت اتاق جونگ کوک حرکت کرد...
اما هر قدم که بر می داشت شکش بیشتر به یقین تبدیل میشد و قلبش تندتر میزد...خیلی تند!
انگار که پرستارا به اتاق جونگ کوک هجوم آورده بودن...
بیشتر و بیشتر رفت تا اینکه دید پرستارا بالای سر جونگ کوکن و خط روی دستگاه صاف حرکت میکنه....
دکتر نگاهی تاسف بار به پرستار انداخت و ملحفه سفید رو روی جونگ کوک کشید...
با دیدن این صحنه گل ها و شیرینی هایی که جین برای ملاقات جونگ کوک گرفته بود روی زمین افتادن...
احساس میکرد تمام دنیا دور سرش میچرخن....
تمام این مدت به تهیونگ فکر می کرد...حالا چی بهش بگه؟؟؟بگه کسی که تمام احساسات و عشقتو به پاش ریختی مرده؟؟؟به همین آسونی همه چیز تمام شد؟؟؟
تمام این فکر ها توی سرش می چرخید که یکدفعه احساس کرد زیر پاش خالی شده و با شدت روی زمین افتاد....



تهیونگ سوت زنان به سمت در ورودی ساختمان می رفت که یکی از نگهبانا جلوشو گرفت...نگاهی تمسخر آمیز به نگهبان انداخت و زمزمه وار گفت:شروع کن!!!
نگهبان با دست به سینه ی تهیونگ زد و اون رو هل دادو گفت:نکنه دیونه ای؟؟؟با خودت حرف میزنی؟؟؟
تهیونگ زیر لب زمزمه کرد:دیونه خودتی بی تربیت...(نهایت فحش بچم همین بود)
اما دوباره به سمت نگهبان رفت وگفت:می خوام برم تو...
نگهبان نگاهی به همکارش کرد وهر دو پقی خندیدن و نگهبان گفت:آها...جناب می خواستن برن تو...بفرمایید داخل بفرمایید خواهش میکنم!
تهیونگ که فهمید قصد اونها تمسخره تصمیم گرفت بیشتر با این کار سرگرمشون کنه تا جی هوپ و جیمین راحتترن به کارشون برسن...
با کمال پررویی به سمت در ورودی رفت که نگهبان از پشت لباسش اون رو کشید وگفت:هی هی مثل اینکه واقعا دیونه ای...و مشتی نثار صورت تهیونگ کرد...
تهیونگ خواست دستش را بالا بیاره که....


نوع مطلب : Good days come soon 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you lose weight by doing yoga?
شنبه 1 مهر 1396 05:15 ب.ظ
Thankfulness to my father who told me about this website, this blog
is truly remarkable.
foot pain
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:05 ب.ظ
Ahaa, its pleasant discussion about this piece of writing at this place at
this website, I have read all that, so now me also commenting here.
ماندی
پنجشنبه 9 شهریور 1396 08:46 ق.ظ
مرد؟ مرد؟ به همین راحتی واقعا مرد؟
gary8nixon18.jimdo.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:02 ب.ظ
Right here is the perfect site for everyone who wants to understand this topic.
You realize so much its almost tough to argue with you (not that I actually
would want to…HaHa). You definitely put a fresh spin on a
topic which has been written about for decades. Wonderful stuff, just
wonderful!
Kimia
شنبه 14 مرداد 1396 10:56 ب.ظ
حداقل بوگو چه زمانی قسمت های بعدی رو میزاری الان وسط مردادیم اههههههههه
Can you grow taller with exercise?
شنبه 14 مرداد 1396 09:48 ب.ظ
What's up mates, its wonderful post on the topic of tutoringand completely explained, keep it up all the
time.
joellynch6.unblog.fr
جمعه 13 مرداد 1396 11:49 ق.ظ
At this moment I am going to do my breakfast, when having my breakfast coming over again to read other news.
asra dn
دوشنبه 9 مرداد 1396 12:00 ب.ظ
سلام بچه ها
نویسنده good days...هستم.
من رمزمو فراموش کرده بودم و نمیتونستم پست بزارم!
اگر ادمین قبول کنه کارمون رو اینجا ادامه میدیم و یه چنل به عنوان زیر مجموعه میزنیم.
راه ارتباطی با من
@jk_v_vkook
فقط سوء استفاده نکنین از اعتمادم که آیدی گذاشتم!
Foot Pain
سه شنبه 3 مرداد 1396 07:09 ب.ظ
This website was... how do I say it? Relevant!!
Finally I have found something that helped me. Kudos!
samin
یکشنبه 25 تیر 1396 07:11 ب.ظ
خدایی بگونمیزاریش خودتوخلاص كن وگرنه منم توخفه كردنت كمكش میكنم
جمعه 12 خرداد 1396 09:56 ب.ظ
بزار دیگه تا یک هفته دیگه درسا تمومه
اگه بعد امتحانات نزاشتی
خودم میام پیشت دو دستی خفت میکنم
Mah
جمعه 29 اردیبهشت 1396 10:15 ب.ظ
كوكی نمیره تیروخدا
Francisco
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:28 ق.ظ
With havin so much content and articles do you ever run into any problems of plagorism or copyright violation? My blog has
a lot of unique content I've either written myself
or outsourced but it seems a lot of it is popping it up
all over the web without my authorization. Do you know any solutions to help protect against content from
being stolen? I'd truly appreciate it.
خرید سریال کره ای
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 04:33 ب.ظ
سلام
اگه دوست داشتین سریال کره ای بخرین
حتما به سایت ما سر بزنین
جدیدترین سریال های کره ای رو براتون هر روز تو سایت می زاریم و می تونین خریداری کنین
BHW
جمعه 8 اردیبهشت 1396 10:41 ق.ظ
I am regular reader, how are you everybody? This post posted at this website is actually good.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 11:47 ق.ظ
Hi! I just wanted to ask if you ever have any problems with hackers?
My last blog (wordpress) was hacked and I ended up losing several weeks of hard work
due to no back up. Do you have any methods to stop hackers?
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 03:01 ب.ظ
Howdy! Quick question that's completely off topic. Do you know how
to make your site mobile friendly? My weblog
looks weird when browsing from my iphone. I'm trying to find a template or
plugin that might be able to correct this issue. If you have any suggestions, please share.
Appreciate it!
Boorla
شنبه 12 فروردین 1396 06:53 ب.ظ
بزار دیگه بقیشو خسته شدیم. خودت بگو حیف نیست داستان به این قشنگی اونم تو همچین جایی نصفه بمونه ؟؟؟؟؟
لطفا زود تر بقیشو بزار
ممنون
mahsa
پنجشنبه 3 فروردین 1396 06:34 ب.ظ
میگم احیاناً قصد نداری بقیه این و بزاری خشک شدم بس ک اینجا رو چک کردم
Boorla
سه شنبه 24 اسفند 1395 06:01 ب.ظ
خیلی داستان زیبا غم انگیز گریه دار ناراحت کننده و... هس فقط کسی تو داستان نمیره کوکی و زنده کن خوااااااهششششش
samin
پنجشنبه 21 بهمن 1395 04:02 ب.ظ
احساس میكنم جیمین بازفداكاری میكنه قلبشومیده به كوكی خدایااااااراستی پارمون كردی توخوچرابقیشونمیزاریچراهمه تانصبش ول میكننتااینجاعالی بقیشوبزارگل گلی
parnia
چهارشنبه 13 بهمن 1395 09:10 ب.ظ
Vaiee ajiiii bezar dige
پاسخ AYNAZ K.T.H(V.F.S.S) : dars dalammmmmmm
manam dus daram bezaram vagarnaaaa
mahsa
دوشنبه 20 دی 1395 06:33 ب.ظ
من آرومم فقط کوک زنده بمونه پلیز
L.m
شنبه 18 دی 1395 08:57 ب.ظ
كوكی غلط كرده هر چنتا زن داره... زنش فقط خودمم
خوش خیالم خودتونین
مبینا
سه شنبه 14 دی 1395 07:28 ب.ظ
من باورم نمیشه مردههنوزم به زنده موندنش امید دارم
پاسخ Asra Dn : الهی عزیزم چه امیدوار
mahsa
سه شنبه 14 دی 1395 06:29 ب.ظ
ههه اسراااا دستم بهت برسه مردیییی
پاسخ Asra Dn : خداروشکر که نمیرسه
M
سه شنبه 14 دی 1395 12:33 ق.ظ
چقدر منتظر بودم یکی از شخصیت اصلیای داستان بمیره و بالاخره کوکی مرد البته دور از جونش...
ولی راضیم ازت، فقط این قسمت جدیدو زودتر بزار که عکس العمل وی رو بخونیم ممنون .
پاسخ Asra Dn : منتظر مرگشون بودی؟؟؟عجببعد امتحانا زودتر آپ میکنم
M
سه شنبه 14 دی 1395 12:31 ق.ظ
چقدر منتظر بودم یکی از شخصیت اصلیای داستان بمیره و بالاخره کوکی مرد البته دور از جونش...
ولی راضیم ازت، فقط این قسمت جدیدو زودتر بزار که عکس العمل وی رو بخونیم ممنون .
sohaii
دوشنبه 13 دی 1395 02:56 ب.ظ
وااایییییییی نههههههههههههههه کوکی نههههههههههههههه نههههههههههههههه مررررددد؟!؟ نههههههههههههههه عرررررر برش گردونیا بچم گینا دااارهه
دلم برا وی میسووووزههههههههه
پاسخ Asra Dn : از بس بچم مظلومه منم دلم براش میسوزه
Parnia
شنبه 11 دی 1395 06:32 ب.ظ
Mord?
Te te pish marget she chera akhe ?
Vali kheili khobe film hendi nashod
Tnx
پاسخ Asra Dn : فیلم هندی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30